phonies

[ایالات متحده]/ˈfəʊniz/
[بریتانیا]/ˈfoʊniz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلاهبرداران یا افراد یا چیزهای فریبنده؛ متقلبان

عبارات و ترکیب‌ها

fake phonies

جعلی های تقلبی

phony friends

دوستان جعلی

phony claims

ادعاهای جعلی

phony smiles

لبخندهای جعلی

phony excuses

بهانه‌های جعلی

phony personalities

شخصیت‌های جعلی

phony leaders

رهبران جعلی

phony love

عشق جعلی

phony news

اخبار جعلی

phony gestures

حرکات جعلی

جملات نمونه

many people see through the phonies in the industry.

بسیاری از مردم دروغ‌گوها را در صنعت می‌بینند.

don't be fooled by the phonies; they only care about their image.

به دروغ‌گوها فریب نخورید؛ آنها فقط به ظاهر خود اهمیت می‌دهند.

she quickly identified the phonies among her friends.

او به سرعت دروغ‌گوها را در بین دوستانش شناسایی کرد.

phonies often pretend to be something they are not.

دروغ‌گوها اغلب وانمود می‌کنند که چیزی نیستند.

it's hard to trust people when there are so many phonies around.

وقتی دور و برتان دروغ‌گوهای زیادی وجود دارد، اعتماد کردن به مردم سخت است.

he was tired of dealing with phonies in the business world.

او از برخورد با دروغ‌گوها در دنیای تجارت خسته شده بود.

phonies can ruin the authenticity of a community.

دروغ‌گوها می‌توانند اصالت یک جامعه را خراب کنند.

she called out the phonies during the meeting.

او دروغ‌گوها را در طول جلسه متهم کرد.

phonies are often exposed in the long run.

دروغ‌گوها معمولاً در درازمدت افشا می‌شوند.

he despises the phonies who seek attention.

او از دروغ‌گوهایی که به دنبال جلب توجه هستند، متنفر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید