deceptions

[ایالات متحده]/dɪˈsɛpʃənz/
[بریتانیا]/dɪˈsɛpʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل فریب دادن؛ گمراه کردن یا فریب دادن کسی؛ ترفندها یا طرح‌هایی که به منظور فریب طراحی شده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

hidden deceptions

فریب‌های پنهان

expose deceptions

افشای فریب‌ها

detect deceptions

تشخیص فریب‌ها

unmask deceptions

برداشتن نقاب از فریب‌ها

reveal deceptions

افشای فریب‌ها

challenge deceptions

چالش با فریب‌ها

overcome deceptions

غلبه بر فریب‌ها

perpetuate deceptions

ادامه فریب‌ها

combat deceptions

مقابله با فریب‌ها

accept deceptions

پذیرش فریب‌ها

جملات نمونه

his deceptions caught up with him in the end.

فریبکاری‌های او در نهایت گریبانش گرفت.

she used clever deceptions to win the game.

او از فریب‌های زیرکانه برای بردن بازی استفاده کرد.

deceptions can lead to a loss of trust.

فریبکاری می‌تواند منجر به از دست دادن اعتماد شود.

many deceptions are revealed through careful investigation.

بسیاری از فریب‌ها از طریق تحقیقات دقیق آشکار می‌شوند.

he was skilled at crafting elaborate deceptions.

او در طراحی فریب‌های پیچیده مهارت داشت.

the deceptions in her story were hard to spot.

فریب‌ها در داستان او به سختی قابل تشخیص بودند.

deceptions can sometimes be harmless jokes.

فریب‌ها گاهی اوقات می‌توانند شوخی‌های بی‌ضری باشند.

they uncovered the deceptions behind the scam.

آنها فریب‌ها پشت کلاهبرداری را کشف کردند.

his life was filled with deceptions and lies.

زندگی او پر از فریب و دروغ بود.

deceptions can have serious consequences.

فریبکاری می‌تواند عواقب جدی داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید