polychrome

[ایالات متحده]/'pɒlɪkrəʊm/
[بریتانیا]/'pɑlɪ,krom/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. رنگارنگ; تزئین شده با رنگ‌های متعدد
n. نقاشی چند رنگ; مورد رنگی
vt. تزئین کردن با رنگ‌های متعدد

جملات نمونه

Birds and flowers in polychrome lacquer lined with gold. 2. Coromandel lacquer piece with KuanVin figure and child.

پرندگان و گل‌ها با لاک چند رنگ با خطی طلایی. ۲. قطعه لاک کروماندل با تصویر کوآنوین و کودک.

Here is the kibutz of Sani person,legendary hometown of Ashi Ma.vagarious nature landscape and polychrome nationality amorous feelings,make people inebriety in it.

اینجا کیبوتز سانی، زادگاه افسانه ای اشی ما است. طبیعت عجیب و غریب، چشم انداز و احساسات عاشقانه چند رنگی، مردم را در آن مست می کند.

The adjustable spreading holder and adjustable fabric-feed inclination make straight lines and smooth rolling fabric after scutching polychrome cloth.

نگهدارنده پخش قابل تنظیم و شیب تغذیه پارچه قابل تنظیم خطوط مستقیم و غلتش صاف پارچه پس از شانه زدن پارچه چند رنگ ایجاد می کند.

The artist used polychrome paint to create a vibrant mural.

هنرمند از رنگ‌های پالی کروم برای ایجاد یک نقاشی دیواری پر جنب و جوش استفاده کرد.

The polychrome tiles on the roof added a colorful touch to the building.

کاشی‌های رنگارنگ پالی کروم روی پشت بام جلوه‌ای رنگارنگ به ساختمان بخشیدند.

The museum displayed a collection of polychrome pottery from different cultures.

موزه مجموعه‌ای از ظروف سفالی پالی کروم از فرهنگ‌های مختلف را به نمایش گذاشت.

She wore a polychrome scarf that matched her colorful personality.

او یک روسری پالی کروم پوشید که با شخصیت رنگارنگش مطابقت داشت.

The polychrome lighting in the room created a festive atmosphere.

نورپردازی پالی کروم در اتاق فضایی جشن‌گونه ایجاد کرد.

The polychrome flowers in the garden attracted many butterflies.

گل‌های پالی کروم در باغ، تعداد زیادی پروانه را به خود جذب کرد.

The polychrome stained glass windows in the church were breathtaking.

پنجره‌های витраژ پالی کروم در کلیسا نفس‌گیر بودند.

The polychrome fish in the aquarium swam gracefully in the water.

ماهی‌های پالی کروم در آکواریوم به طور ظریف در آب شنا می‌کردند.

The polychrome costumes worn by the dancers were a feast for the eyes.

لباس‌های رقصندگان پالی کروم یک فستیوال برای چشم‌ها بود.

The polychrome sunset painted the sky with a palette of colors.

غروب خورشید پالی کروم آسمان را با طیف رنگی رنگ‌آمیزی کرد.

نمونه‌های واقعی

We have nicely painted polychrome where many colours are used.

ما رنگ‌های زیبا و متنوعی را به خوبی روی آن نقاشی کرده‌ایم.

منبع: Reel Knowledge Scroll

15. So do we interpret a statue differently if we know it had originally been polychrome?

آیا اگر بدانیم که مجسمه در اصل با رنگ‌های متنوع نقاشی شده بوده، آن را متفاوت تفسیر می‌کنیم؟

منبع: New TPO Listening

Some of its most beautiful pieces, including fabulous gilded and polychrome coffins were sold by the nuns to the Catalan government more than 30 years ago.

برخی از زیباترین آثار آن، از جمله تابوت‌های طلایی و رنگ‌آمیزی‌شده فوق‌العاده، بیش از 30 سال پیش توسط راهبه‌ها به دولت کاتالون فروخته شد.

منبع: BBC Listening Collection December 2017

13. o...the fact is we do have evidence of polychrome sculptures from Greece and Rome from the seventh century B.C.E. all the way through at least the third or fourth century C.E.

حقیقت این است که ما شواهدی از مجسمه‌های رنگ‌آمیزی‌شده از یونان و روم از قرن هفتم قبل از میلاد تا حداقل قرن سوم یا چهارم بعد از میلاد داریم.

منبع: New TPO Listening

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید