preempts

[ایالات متحده]/priːˈɛmpts/
[بریتانیا]/priːˈɛmpts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اقدام پیشگیرانه برای جلوگیری از چیزی را انجام می‌دهد؛ جایگزین یا جانشین می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

preempts discussion

جلوگیری از بحث

preempts action

جلوگیری از اقدام

preempts decision

جلوگیری از تصمیم

preempts conflict

جلوگیری از درگیری

preempts response

جلوگیری از پاسخ

preempts change

جلوگیری از تغییر

preempts argument

جلوگیری از استدلال

preempts outcome

جلوگیری از نتیجه

preempts strategy

جلوگیری از استراتژی

preempts event

جلوگیری از رویداد

جملات نمونه

the new law preempts any existing regulations on data privacy.

قانون جدید هرگونه مقررات موجود در مورد حریم خصوصی داده ها را از بین می برد.

the urgent situation preempts our usual procedures.

وضعیت اضطراری رویه‌های معمول ما را از بین می‌برد.

this decision preempts further discussion on the topic.

این تصمیم بحث بیشتر در مورد این موضوع را از بین می‌برد.

the ceo's announcement preempts the need for a press conference.

اعلام مدیرعامل نیاز به کنفرانس مطبوعاتی را از بین می‌برد.

the new technology preempts older methods of communication.

فناوری جدید روش های ارتباطی قدیمی را از بین می برد.

his actions preempt any potential backlash from the community.

اقدامات او از هرگونه واکنش احتمالی جامعه جلوگیری می کند.

the company preempts competition by launching its product early.

شرکت با راه اندازی محصول خود زودتر از رقابت پیشی می گیرد.

the emergency plan preempts the need for evacuation.

طرح اضطراری نیاز به تخلیه را از بین می برد.

the new policy preempts any complaints from employees.

سیاست جدید از هرگونه شکایت از سوی کارکنان جلوگیری می کند.

the artist's latest work preempts previous interpretations of her style.

آخرین اثر هنرمند تفسیر قبلی از سبک او را از بین می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید