permits

[ایالات متحده]/pəˈmɪts/
[بریتانیا]/pərˈmɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجوزها یا اجازه‌ها
v. اجازه می‌دهد یا مجوز می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

work permits

مجوزهای کار

building permits

مجوزهای ساختمانی

travel permits

مجوزهای سفر

special permits

مجوزهای ویژه

fishing permits

مجوزهای ماهیگیری

parking permits

مجوزهای پارک

entry permits

مجوزهای ورود

permit applications

درخواست‌های اخذ مجوز

permit fees

هزینه های اخذ مجوز

permit renewals

تمدید مجوز

جملات نمونه

the new policy permits employees to work from home.

سیاست جدید به کارمندان اجازه می‌دهد از خانه کار کنند.

this software permits users to customize their settings.

این نرم‌افزار به کاربران اجازه می‌دهد تنظیمات خود را سفارشی کنند.

the law permits citizens to express their opinions freely.

قانون به شهروندان اجازه می‌دهد نظرات خود را آزادانه بیان کنند.

the permit permits the construction of a new building.

مجوز اجازه می‌دهد تا ساختمان جدیدی ساخته شود.

the system permits multiple users to access the database.

این سیستم به چندین کاربر اجازه می‌دهد تا به پایگاه داده دسترسی داشته باشند.

this agreement permits the use of the facilities.

این توافقنامه اجازه استفاده از امکانات را می‌دهد.

the teacher permits students to ask questions during class.

معلم اجازه می‌دهد تا دانش‌آموزان در طول کلاس سؤال بپرسند.

the upgrade permits faster internet speeds.

ارتقا سرعت اینترنت سریعتر را امکان پذیر می کند.

the contract permits alterations to the original plan.

قرارداد اجازه ایجاد تغییراتی در طرح اصلی را می‌دهد.

the application permits users to save their progress.

این برنامه به کاربران اجازه می‌دهد تا پیشرفت خود را ذخیره کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید