preface

[ایالات متحده]/ˈprefəs/
[بریتانیا]/ˈprefəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدمه یا آغاز یک کتاب یا سخنرانی
vt. به عنوان مقدمه‌ای خدمت کردن به، به عنوان آغاز خدمت کردن به

جملات نمونه

The preface is complete in itself.

مقدمه به خودی خود کامل است.

to preface a book by a life of the writer

برای مقدمه کتاب، زندگی نویسنده

it is important to preface the debate with a general comment.

مهم است که بحث را با یک اظهار نظر کلی مقدم کنید.

a preface is prefixed to the book.

یک مقدمه به کتاب اضافه شده است.

This book has a preface written by the author.

این کتاب دارای مقدمه‌ای است که توسط نویسنده نوشته شده است.

That book has a preface, not a foreword.

آن کتاب دارای مقدمه‌ای است، نه مقدمه‌ای.

the book is prefaced by a quotation from William Faulkner.

کتاب با نقل قول ویلیام فاکنر آغاز می‌شود.

Our defeat may be the preface to our successor's victory.

شکست ما ممکن است مقدمه‌ای برای پیروزی جانشین ما باشد.

She prefaced her remarks by an apology.

او صحبت‌های خود را با عذرخواهی آغاز کرد.

An informal brunch served as a preface to the three-day conference.

یک صبحانه آخر هفته غیررسمی مقدمه‌ای برای کنفرانس سه روزه بود.

He has written a fine preface to the play.

او مقدمه‌ای زیبا برای نمایش نوشته است.

A short documentary prefaced the feature movie.

یک فیلم مستند کوتاه پیش از فیلم اصلی پخش شد.

It is found in the Preface of the Feast of the Transfiguration according to the Ambrosian Missal;

این موضوع در مقدمه جشن تبدیل مسیح طبق مِسیال آمبروسیان یافت می‌شود.

He prefaced his speech with an amusing story.

او سخنرانی خود را با یک داستان خنده دار آغاز کرد.

Several pages of closely reasoned argument preface her account of the war.

چند صفحه استدلال دقیق مقدمه‌ای بر گزارش او از جنگ است.

She prefaced her remarks with a few words of welcome to the guest speaker.

او صحبت‌های خود را با چند کلمه خوشامدگویی به سخنران مهمان آغاز کرد.

نمونه‌های واقعی

Just a quick note preface before I start in earnest.

فقط یک یادداشت مقدماتی قبل از شروع جدی.

منبع: 100 Classic English Essays for Recitation

And this tour, let me just preface by saying I've always had fun doing this.

و درباره این تور، اجازه دهید مقدمه ای بگویم که همیشه از انجام آن لذت برده ام.

منبع: Chronicle of Contemporary Celebrities

One of the most direct references to Greek mythology is the preface to The Deathly Hallows.

یکی از مستقیم ترین ارجاعات به اسطوره شناسی یونان، مقدمه کتاب 'هری پاتر و شاهین مرگ' است.

منبع: Curious Muse

What did the writer say in the preface of the book?

نویسنده در مقدمه کتاب چه گفت؟

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

But to preface it, I grew up without social media.

اما برای مقدمه آن، من بدون رسانه های اجتماعی بزرگ شدم.

منبع: The yearned rural life

This preface quotes a passage from The Libation Bearers, by Aeschylus.

این مقدمه نقل قولی از قطعه ای از کتاب 'بارندگان قربانی'، اثر سوفکلوس را نقل می کند.

منبع: Curious Muse

Let me just preface this with a big disclaimer that screams, " I should have known better."

اجازه دهید این را با یک سلب مسئولیت بزرگ مقدمه کنم که فریاد می زند: "باید می دانستم.

منبع: The Vampire Diaries Season 2

And I want to preface this by saying, I don't have all the details.

و می خواهم این را با این مقدمه بگویم که من تمام جزئیات را ندارم.

منبع: TED Talks (Video Edition) July 2018 Collection

I preface by saying that I'm a pet lover. I'd love dogs.

من با این مقدمه می گویم که عاشق حیوانات خانگی هستم. عاشق سگ ها هستم.

منبع: CNN Selected June 2015 Collection

I'm super classy, so I'm just gonna preface it with that.

من خیلی باکلاس هستم، بنابراین فقط می خواهم آن را با آن مقدمه کنم.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید