presentable

[ایالات متحده]/prɪˈzentəbəl/
[بریتانیا]/prɪ'zɛntəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل نمایش؛ شایسته؛ خوشایند در ظاهر؛ قابل قبول

عبارات و ترکیب‌ها

look presentable

ظاهر آراسته داشته باشید

جملات نمونه

presentable gifts; presentable attire.

هدیه‌های مناسب؛ پوشش مناسب

I have nothing presentable to wear.

من چیزی برای پوشیدن ندارم.

ideas that are presentable in simple language

ایده‌هایی که به زبان ساده قابل ارائه هستند

I made myself presentable and sallied forth .

من خودم را آراسته و به راه افتادم.

She always makes sure to look presentable for work.

او همیشه مراقب است که برای کار آراسته به نظر برسد.

He arrived at the party looking very presentable.

او در حالی که بسیار آراسته در مهمانی حاضر شد.

The restaurant has a dress code to ensure all diners look presentable.

رستوران دارای یک قانون لباس است تا اطمینان حاصل شود که همه غذاخوردن ها آراسته به نظر می رسند.

She is known for her presentable appearance at all times.

او به خاطر ظاهر آراسته خود در همه زمان ها شناخته می شود.

A presentable resume is crucial for job applications.

یک رزومه آراسته برای درخواست شغل ضروری است.

The hotel staff must always appear presentable to guests.

پرسنل هتل همیشه باید در برابر مهمانان آراسته به نظر برسند.

He made sure his presentation was both informative and presentable.

او اطمینان حاصل کرد که ارائه او هم آموزنده و هم آراسته باشد.

The candidate's outfit was not very presentable for the formal event.

لباس نامزد برای این رویداد رسمی خیلی آراسته نبود.

نمونه‌های واقعی

Well, a presenter has to be presentable, Neil!

خب، یک ارائه دهنده باید آراسته باشد، نیل!

منبع: 6 Minute English

Yes, I'm just trying to make myself presentable.

بله، من فقط سعی می کنم خودم را آراسته کنم.

منبع: Deadly Women

With relaxed hair, my hair was more manageable, more presentable.

با موهای مرتب، موهای من قابل مدیریت تر و آراسته تر بود.

منبع: TED-Ed Student Weekend Show

I wanna look cute and presentable and feel a vibe with everyone.

من می خواهمم زیبا و آراسته به نظر برسم و با همه حال و هوا داشته باشم.

منبع: Learn to dress like a celebrity.

How's your skin, son? I like my aides to be presentable.

چطوره پوستت، پسر؟ دوست دارم مشاورانم آراسته باشند.

منبع: Classic movies

The lawyer started to modify the business plan, making it presentable to partners.

وکیل شروع به اصلاح طرح تجاری کرد و آن را برای شرکا قابل ارائه کرد.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

" I'm perfectly miserable, but if you consider me presentable, I die happy."

"من کاملاً بدحالم، اما اگر مرا آراسته بدانید، خوشحال میمیرم."

منبع: Little Women (Bilingual Edition)

You could use boiled vegetables from dinner so long as they are still presentable.

شما می توانید از سبزیجات آب پز شده از شام استفاده کنید، به شرطی که هنوز قابل ارائه باشند.

منبع: Victoria Kitchen

I think it's important to be presentable and I think it's important to not be off-putting.

من فکر می کنم مهم است که آراسته باشید و فکر می کنم مهم است که دلسرد کننده نباشید.

منبع: IELTS Speaking Band 9 Sample Answer

Yes and Rebecca said the food has to be presentable – that's looking good enough for people to see.

بله و رbecca گفت غذا باید قابل ارائه باشد - به این معنی است که برای دیدن مردم خوب به نظر برسد.

منبع: 6 Minute English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید