procurer of goods
تهیه کننده کالا
procurer of services
تهیه کننده خدمات
procurer of supplies
تهیه کننده لوازم
procurer of materials
تهیه کننده مواد
procurer of contracts
تهیه کننده قراردادها
procurer of resources
تهیه کننده منابع
procurer of talent
تهیه کننده استعداد
procurer of information
تهیه کننده اطلاعات
procurer of products
تهیه کننده محصولات
procurer of equipment
تهیه کننده تجهیزات
the procurer was responsible for finding the necessary materials.
متصدی مسئول یافتن مواد لازم بود.
as a procurer, he had to negotiate with various suppliers.
به عنوان یک متصدی، او باید با تامین کنندگان مختلف مذاکره میکرد.
the procurer's role is crucial in the supply chain.
نقش متصدی در زنجیره تامین بسیار مهم است.
she worked as a procurer for a large construction company.
او به عنوان متصدی برای یک شرکت ساختمانی بزرگ کار میکرد.
the procurer ensured that all items met quality standards.
متصدی اطمینان حاصل کرد که همه اقلام استانداردهای کیفیت را برآورده میکنند.
he was known as a skilled procurer in the industry.
او به عنوان یک متصدی ماهر در صنعت شناخته میشد.
the procurer must keep track of inventory levels.
متصدی باید سطح موجودی را پیگیری کند.
she hired a procurer to help with the event planning.
او یک متصدی استخدام کرد تا در برنامه ریزی رویداد کمک کند.
the procurer's decisions can impact the company's budget.
تصمیمات متصدی میتواند بر بودجه شرکت تأثیر بگذارد.
in his role as a procurer, he traveled frequently to meet vendors.
در نقش او به عنوان متصدی، او اغلب برای ملاقات با فروشندگان سفر میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید