contractor

[ایالات متحده]/kənˈtræktə(r)/
[بریتانیا]/kənˈtræktər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص مسئول برای یک کار یا پروژه خاص، به ویژه در ساخت و ساز یا نظارت.

عبارات و ترکیب‌ها

construction contractor

پیمانکار ساختمانی

general contractor

پیمانکار عمومی

subcontractor

پیمانکار فرعی

independent contractor

پیمانکار مستقل

project contractor

پیمانکار پروژه

building contractor

پیمانکار ساختمانی

prime contractor

پیمانکار اصلی

جملات نمونه

the use of outside contractors will speed up the process.

استفاده از پیمانکاران خارجی روند را سرعت خواهد بخشید.

Wrapup the meeting material and review contractors' performance;

مواد جلسه را جمع آوری کرده و عملکرد پیمانکاران را بررسی کنید.

The Tokyo contractor was asked to kick 6000 back as commission.

از پیمانکار توکیو خواسته شد که به عنوان کمیسیون 6000 دلار پس بدهد.

contractors started levelling the ground for the new power station.

پیمانکاران شروع به تراز کردن زمین برای ایستگاه برق جدید کردند.

The style of house the contractor builds depends partly on the lay of the land.

سبک خانه ای که پیمانکار می سازد تا حدودی به شکل زمین بستگی دارد.

The building work is now behind schedule, but contractors are confident that they can make up for lost time.

اکنون ساخت و ساز از برنامه عقب است، اما پیمانکاران اطمینان دارند که می توانند عقب ماندگی را جبران کنند.

Contractors winning construction jobs had to kick back 2 per cent of the contract price to the mafia.

پیمانکارانی که قراردادهای ساختمانی را به دست آوردند، مجبور شدند 2 درصد از قیمت قرارداد را به مافیا پس بدهند.

he may still be able to proceed against the contractor under the common law negligence rules.

او ممکن است هنوز بتواند مطابق قوانین سهل انگاری حقوقی علیه پیمانکار اقدام کند.

My boss gives me a free hand in deciding which outside contractor to use.

رئیس به من اجازه می دهد تا تصمیم بگیرم از کدام پیمانکار خارجی استفاده کنم.

Contractors were able to remove a large ceiling soffit that also had divided the space.

نیروهای ساختمانی توانستند یک سقف سقفی بزرگ را که فضای آن را نیز تقسیم کرده بود، بردارند.

Licensing of Electrical Contractors, Master, Journeyman and Residential Wireman electricians.

مجوزدهی به پیمانکاران برق، استاد، کارآموز و برقکاران مسکونی.

We got estimates from three different contractors before accepting the lowest.

ما قبل از پذیرش ارزان ترین پیشنهاد، از سه پیمانکار مختلف پیشنهاد قیمت گرفتیم.

The Contractor shall in all dealings with labor in his em - ployment have due regard to all recognized festivals, days of rest and religious or other customs.

پیمانکار باید در همه تعاملات با نیروی کار در استخدام خود، به رسمیت شناختن همه جشنواره ها، روزهای استراحت و آداب و رسوم مذهبی یا دیگر توجه داشته باشد.

Therefore in the construction contract uses the advanced payment, the contractor may exercise unassured pleadings to guard project funds is delayed in payment.

بنابراین در قرارداد ساختمانی از پرداخت پیش پرداخت استفاده می شود، پیمانکار ممکن است برای محافظت از بودجه پروژه در برابر تاخیر در پرداخت، ادعاهای غیرقابل اطمینان ارائه دهد.

The monitoring on the performance of the sub-contractors was also inadequate, resulting in the employment of untrained and inexperienced riggers and signaller in rigging and lifting operations.

نظارت بر عملکرد پیمانکاران فرعی نیز ناکافی بود و منجر به استخدام متخصصان و نشان دهنده های آموزش ندیده و بی تجربه در عملیات بستن و بلند کردن شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید