profusely

[ایالات متحده]/prə'fju:sli/
[بریتانیا]/prəˈfjuslɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای بسیار سخاوتمندانه; به مقدار زیاد; به طور افراطی; به طور بیهوده.

عبارات و ترکیب‌ها

crying profusely

گریه شدید

sweating profusely

عرق کردن شدید

bleeding profusely

خونریزی شدید

thanking profusely

تشکر فراوان

apologizing profusely

عذرخواهی فراوان

جملات نمونه

He was profusely apologetic about the mistake.

او به شدت در مورد اشتباه عذرخواهی کرد.

He had been working hard and was perspiring profusely.

او سخت کار کرده بود و به شدت عرق می‌کرد.

We were sweating profusely from the exertion of moving the furniture.

ما به شدت از جابجایی مبلمان عرق می‌کردیم.

He put ashes on his head, apologized profusely, but then went glibly about his business.

او خاکستر بر سرش گذاشت، به طور مکرر عذرخواهی کرد، اما سپس به طور آشکارا به امور خود پرداخت.

She apologized profusely for the mistake.

او به شدت برای اشتباه از او عذرخواهی کرد.

He thanked her profusely for her help.

او از کمک او به شدت تشکر کرد.

The flowers bloomed profusely in the garden.

گل‌ها به وفور در باغ شکوفا شدند.

He sweated profusely after the intense workout.

او بعد از تمرین شدید به شدت عرق کرد.

The chef garnished the dish profusely with fresh herbs.

سرآشپز غذا را به وفور با گیاهان تازه تزئین کرد.

She cried profusely at the sad ending of the movie.

او در پایان غم انگیز فیلم به شدت گریه کرد.

The author thanked his fans profusely for their support.

نویسنده از حمایت طرفدارانش به شدت تشکر کرد.

The leak caused water to flow profusely into the room.

نشت باعث شد آب به وفور وارد اتاق شود.

The tree bore fruit profusely this season.

درخت امسال به وفور میوه داد.

She blushed profusely when he complimented her.

وقتی او به او گفت، او به شدت سرخ شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید