protonation

[ایالات متحده]/ˌprəʊtəˈneɪʃən/
[بریتانیا]/ˌproʊtəˈneɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند افزودن یک پروتون به یک اتم، مولکول یا یون

عبارات و ترکیب‌ها

protonation reaction

واکنش پروتوناسیون

protonation state

حالت پروتوناسیون

protonation equilibrium

تعادل پروتوناسیون

protonation process

فرآیند پروتوناسیون

protonation mechanism

مکانیسم پروتوناسیون

protonation site

محل پروتوناسیون

protonation energy

انرژی پروتوناسیون

protonation pathway

مسیر پروتوناسیون

protonation step

مرحله پروتوناسیون

protonation effect

اثر پروتوناسیون

جملات نمونه

protonation is a key step in many chemical reactions.

پروتوناسیون یک مرحله کلیدی در بسیاری از واکنش‌های شیمیایی است.

the rate of protonation can affect the reaction mechanism.

سرعت پروتوناسیون می‌تواند بر مکانیسم واکنش تأثیر بگذارد.

understanding protonation helps in predicting reaction outcomes.

درک پروتوناسیون به پیش‌بینی نتایج واکنش کمک می‌کند.

protonation of the substrate is crucial for catalysis.

پروتوناسیون ماده زیرلایه برای کاتالیز بسیار مهم است.

different solvents can influence the protonation process.

حلال‌های مختلف می‌توانند بر فرآیند پروتوناسیون تأثیر بگذارند.

protonation states can change the properties of molecules.

حالت‌های پروتوناسیون می‌توانند خواص مولکول‌ها را تغییر دهند.

the study of protonation is essential in organic chemistry.

مطالعه پروتوناسیون در شیمی آلی ضروری است.

protonation can lead to the formation of new intermediates.

پروتوناسیون می‌تواند منجر به تشکیل واسطه‌های جدید شود.

analyzing protonation equilibria is important for understanding acidity.

تجزیه و تحلیل تعادل‌های پروتوناسیون برای درک اسیدیته مهم است.

protonation reactions are often reversible in nature.

واکنش‌های پروتوناسیون اغلب ذاتاً برگشت‌پذیر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید