ratifies

[ایالات متحده]/ˈrætɪfaɪz/
[بریتانیا]/ˈrætɪfaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور رسمی تأیید یا تأیید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

ratifies the agreement

توافق را تصویب می‌کند

ratifies the treaty

معاهده را تصویب می‌کند

ratifies the proposal

پیشنهاد را تصویب می‌کند

ratifies the decision

تصمیم را تصویب می‌کند

ratifies the contract

قرارداد را تصویب می‌کند

ratifies the legislation

قانون را تصویب می‌کند

ratifies the amendment

اصلاحات را تصویب می‌کند

ratifies the changes

تغییرات را تصویب می‌کند

ratifies the resolution

تصمیم‌گیری را تصویب می‌کند

جملات نمونه

the government ratifies new laws every year.

هر سال دولت قوانین جدید را تصویب می‌کند.

she hopes the committee ratifies her proposal.

او امیدوار است که کمیته پیشنهاد او را تصویب کند.

the organization ratifies international agreements.

سازمان توافقنامه‌های بین‌المللی را تصویب می‌کند.

congress ratifies the budget every fiscal year.

کنگره بودجه را هر سال مالی تصویب می‌کند.

he believes the council will ratify the changes.

او معتقد است که شورای شهر تغییرات را تصویب خواهد کرد.

the country ratifies human rights conventions.

کشور کنوانسیون‌های حقوق بشر را تصویب می‌کند.

they are waiting for the president to ratify the agreement.

آنها منتظرند تا رئیس‌جمهور با توافقنامه موافقت کند.

the board ratifies the new policy next week.

هیئت مدیره هفته آینده سیاست جدید را تصویب می‌کند.

it is essential that the parliament ratifies the deal.

این ضروری است که پارلمان با توافق موافقت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید