validates

[ایالات متحده]/ˈvælɪdeɪts/
[بریتانیا]/ˈvælɪdeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تأیید می‌کند یا تصدیق می‌کند؛ معتبر ساختن؛ به اعتبار قانونی بخشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

validates input

بررسی اعتبار ورودی

validates data

بررسی اعتبار داده‌ها

validates results

بررسی اعتبار نتایج

validates users

بررسی اعتبار کاربران

validates requests

بررسی اعتبار درخواست‌ها

validates sessions

بررسی اعتبار نشست‌ها

validates tokens

بررسی اعتبار توکن‌ها

validates permissions

بررسی اعتبار مجوزها

validates formats

بررسی اعتبار فرمت‌ها

validates credentials

بررسی اعتبار اطلاعات حساب کاربری

جملات نمونه

the software validates user input to ensure accuracy.

نرم‌افزار ورودی کاربر را برای اطمینان از صحت آن تایید می‌کند.

the teacher validates the students' answers during the exam.

معلم پاسخ‌های دانش‌آموزان را در طول امتحان تایید می‌کند.

the system validates the data before processing it.

سیستم داده‌ها را قبل از پردازش تایید می‌کند.

she validates her findings with recent research.

او یافته‌های خود را با تحقیقات اخیر تایید می‌کند.

the manager validates the team's performance metrics.

مدیر معیارهای عملکرد تیم را تایید می‌کند.

he validates his identity with a government-issued id.

او هویت خود را با مدرک شناسایی دولتی تایید می‌کند.

the app validates email addresses to prevent errors.

برنامه آدرس‌های ایمیل را برای جلوگیری از خطاها تایید می‌کند.

the contract validates the agreement between both parties.

قرارداد توافق بین دو طرف را تایید می‌کند.

the audit validates the company's financial statements.

بازرسی صورت‌های مالی شرکت را تایید می‌کند.

this procedure validates the authenticity of the documents.

این روش اصالت اسناد را تایید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید