recaps

[ایالات متحده]/ˈriːkæps/
[بریتانیا]/ˈriːkæps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع recap، به معنی خلاصه یا بیان مختصر نکات اصلی
v. سوم شخص مفرد recap، به معنی تازه کردن روند یک لاستیک یا خلاصه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

daily recaps

خلاصه های روزانه

weekly recaps

خلاصه های هفتگی

episode recaps

خلاصه های قسمت

news recaps

خلاصه های خبری

show recaps

خلاصه های برنامه

season recaps

خلاصه های فصل

event recaps

خلاصه های رویداد

sports recaps

خلاصه های ورزشی

summary recaps

خلاصه های خلاصه

quick recaps

خلاصه های سریع

جملات نمونه

every week, the show recaps the previous episodes.

هر هفته، برنامه قسمت‌های قبلی را خلاصه می‌کند.

the news recaps the important events of the day.

اخبار رویدادهای مهم روز را خلاصه می‌کند.

she likes to read recaps of her favorite books.

او دوست دارد خلاصه کتاب‌های مورد علاقه‌اش را بخواند.

he always recaps the main points after meetings.

او همیشه نکات اصلی را پس از جلسات خلاصه می‌کند.

the podcast recaps the latest trends in technology.

پادکست آخرین روندها در فناوری را خلاصه می‌کند.

let's do a quick recap of what we learned today.

بیایید یک خلاصه سریع از آنچه امروز یاد گرفتیم انجام دهیم.

the teacher often recaps the lesson at the end.

معلم اغلب درس را در پایان خلاصه می‌کند.

online articles frequently provide recaps of major events.

مقالات آنلاین اغلب خلاصه‌ای از رویدادهای مهم ارائه می‌دهند.

fans eagerly await the recaps of the latest episodes.

هواداران با اشتیاق منتظر خلاصه قسمت‌های جدید هستند.

after the game, the analyst recaps the key plays.

پس از بازی، آنالیزور بازی‌های کلیدی را خلاصه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید