reforms

[ایالات متحده]/rɪˈfɔːmz/
[بریتانیا]/rɪˈfɔrmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تغییرات ایجاد شده برای بهبود یک سیستم
v. سوم شخص مفرد از اصلاح

عبارات و ترکیب‌ها

education reforms

اصلاحات آموزشی

economic reforms

اصلاحات اقتصادی

political reforms

اصلاحات سیاسی

social reforms

اصلاحات اجتماعی

healthcare reforms

اصلاحات بهداشت و درمان

labor reforms

اصلاحات کار

tax reforms

اصلاحات مالیاتی

judicial reforms

اصلاحات قضایی

administrative reforms

اصلاحات اداری

financial reforms

اصلاحات مالی

جملات نمونه

the government introduced several reforms to improve education.

دولت چندین اصلاحیه را برای بهبود آموزش معرفی کرد.

economic reforms are necessary for sustainable growth.

اصلاحات اقتصادی برای رشد پایدار ضروری هستند.

she advocates for reforms in the healthcare system.

او از اصلاحات در سیستم بهداشت و درمان حمایت می کند.

reforms in labor laws have been a hot topic this year.

اصلاحات در قوانین کار موضوع داغی در سال جاری بوده است.

the city implemented reforms to enhance public transportation.

شهر برای بهبود حمل و نقل عمومی، اصلاحاتی را اجرا کرد.

reforms can lead to significant changes in society.

اصلاحات می تواند منجر به تغییرات قابل توجهی در جامعه شود.

many citizens support the proposed reforms.

بسیاری از شهروندان از اصلاحات پیشنهادی حمایت می کنند.

reforms in taxation have sparked debate among economists.

اصلاحات در مالیات بحث هایی را در بین اقتصاددانان برانگیخته است.

political reforms are essential for a democratic society.

اصلاحات سیاسی برای یک جامعه دموکراتیک ضروری است.

the organization focuses on social reforms for marginalized communities.

این سازمان بر اصلاحات اجتماعی برای جوامع به حاشیه رانده شده تمرکز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید