a fine player, but repeatedly hoodooed.
یک بازیکن خوب، اما بارها و بارها مورد بدشانسی قرار گرفت.
they lashed him repeatedly about the head.
آنها بارها و در پی در پی به سرش ضربه زدند.
a vice president who repeatedly tried to upstage the president.
یک معاون رئیسجمهور که بارها و در پی در پی تلاش کرد تا بر رئیسجمهور پیشی بگیرد.
I object to being repeatedly dropped on in this manner.
من به این روش بارها و در پی در پی مورد ضرب و شتم قرار گرفتن اعتراض دارم.
The loudspeakers blared the speech repeatedly.
بلندگوها بارها سخنرانی را پخش کردند.
The rebel forces have been repeatedly attacked by loyalist troops.
نیروهای شورشی بارها و بارها مورد حمله سربازان طرفدار قرار گرفته اند.
she tried repeatedly to bring up the subject of money.
او بارها و در پی در پی تلاش کرد تا موضوع پول را مطرح کند.
the yo-yo syndrome of repeatedly losing weight and gaining it again.
سندرم یورویو که شامل کاهش و افزایش وزن مکرر است.
Monochrome television machine Most avoid leaves incontinently repeatedly, close.
دستگاه تلویزیون تکرنگ، بیشتر از برگها اجتناب میکنند، بهطور مکرر و ناگهانی، نزدیک.
The silver coinage was repeatedly debased with copper vellon.
سکه نقره بارها با مس ولون کاهش کیفیت یافت.
My father repeatedly impressed on me the value of hard work.
پدرم بارها و در پی در پی اهمیت کار سخت را به من گوشزد کرد.
He repeatedly pushed his own claim forward.
او بارها و در پی در پی ادعای خود را مطرح کرد.
Comb commercial specification repeatedly for instance, can tell Qing Dynasty to speechmaker continuously fully;
به عنوان مثال، مشخصات تجاری را به طور مکرر بررسی کنید، میتوانید به طور کامل به سخنرانان سلسله چین بگویید.
When the Lanes joint a Plane curve,such as a clothoid or an arc with small radius,itll need repeatedly compute and adjust.
زمانی که Lanes با یک منحنی صفحه تلاقی می کند، مانند یک کلتویید یا یک قوس با شعاع کوچک، نیاز است که به طور مکرر محاسبه و تنظیم کند.
, Arab League Kui Raney have repeatedly stressed since themselves to hope that keeps “the dhole” in the armed forces.
, اتحادیه عرب کوی رانی بارها از خود خواسته اند که امیدوار باشند "دوله" در نیروهای مسلح باقی بماند.
The plant reaches a height of 1.40 m and 1.25 m.It is winter-hardy, flowers abundantly and repeatedly, and is highly resistant to blackspot and powdery mildew.
گیاه به ارتفاع 1.40 متر و 1.25 متر میرسد. در برابر سرما مقاوم است، به وفور و به طور مکرر گل میدهد و به شدت در برابر لکههای سیاه و سفیدک مقاوم است.
HCV has the nature of pantropic,the tissues outside liver can provide virus for repeatedly infection of liver;
HCV دارای ماهیت پانتروپیک است، بافت های خارج از کبد می توانند ویروس را برای عفونت مکرر کبد فراهم کنند.
To cadging make a living as a performer person clear the standard also had clear, pester repeatedly namely, beg forcibly the person that reach the means with other and mobbish other to cadge.
برای امرار معاش به عنوان یک هنرمند، شخص باید استانداردها را درک کند و به طور مكرر درخواست کند، به عنوان مثال، شخص را که با دیگران ارتباط دارد و برای درخواست کمک از دیگران استفاده می کند، به زور درخواست کند.
9 Thus says the LORD of hosts: Glean, glean like a vine the remnant of Israel; Pass your hand, like a vintager, repeatedly over the tendrils.
9 اینگونه میگوید خداوند ارتشها: درو کنید، درو کنید مانند تاکبلند، بازمانده اسرائیل؛ دست خود را مانند یک تاکساز، بارها بر روی پیچهها بگذرانید.
At present, floats the lip technique birth, solved the people to decorate the bilabial repeatedly every day the worry, will cause beautiful forever to be stationed in the bilabial.
در حال حاضر، تکنیک تولد لب شناور، مشکل مردم را برای تزئین لب های بالا به طور مکرر هر روز حل کرد، باعث می شود زیبایی برای همیشه در لب های بالا مستقر شود.
So, they attempt to cross the border repeatedly.
بنابراین، آنها بارها و بارها سعی می کنند از مرز عبور کنند.
منبع: VOA Special Collection July 2022He has, over the years, played the role repeatedly.
او در طول سال ها، بارها و بارها نقش را ایفا کرده است.
منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2President Trump has repeatedly displayed protectionist instincts.
رئیس جمهور ترامپ بارها و بارها نشان داده است که غرفه گرایانه عمل می کند.
منبع: BBC Listening Collection December 2017By pouring the batter in repeatedly, it becomes much denser.
با ریختن مایه به طور مکرر، بسیار متراکم تر می شود.
منبع: Gourmet BaseThey have witnessed these situations and scenarios play out repeatedly.
آنها شاهد بوده اند که این موقعیت ها و سناریوها بارها و بارها اتفاق می افتند.
منبع: BBC Listening Collection June 2023If the attacker had struck him repeatedly with a bat...
اگر مهاجم بارها با چوب بیس بال به او ضربه می زد...
منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2I hated that I was letting people disrespect me repeatedly.
من از اینکه اجازه می دادم مردم بارها و بارها به من بی احترامی کنند، متنفر بودم.
منبع: TED Talks (Audio Version) November 2017 CollectionAuthorities have used such tactics repeatedly since the Oct. 25th coup.
مقامات از زمان کودتای 25 اکتبر بارها و بارها از چنین تاکتیک هایی استفاده کرده اند.
منبع: Christian Science Monitor (Article Edition)Bullying is when someone uses their power repeatedly to hurt or upset someone.
زورگیری زمانی اتفاق می افتد که کسی بارها و بارها از قدرت خود برای آسیب رساندن یا ناراحت کردن کسی استفاده می کند.
منبع: Popular Science EssaysThey would shift topics repeatedly during their first 100 published research papers.
آنها در طول 100 مقاله تحقیقاتی منتشر شده اول خود بارها و بارها موضوعات را تغییر می دادند.
منبع: TED Talks (Video Edition) January 2019 Collectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید