resorted to
به آن متوسل شد
resorted back
به عقب بازگشت
resorted again
باز هم متوسل شد
resorted frequently
به طور مکرر متوسل شد
resorted often
اغراقاً متوسل شد
resorted mainly
به طور عمده متوسل شد
resorted occasionally
به طور گاه به گاه متوسل شد
resorted quickly
به سرعت متوسل شد
resorted temporarily
به طور موقت متوسل شد
resorted elsewhere
در جای دیگری متوسل شد
after exhausting all other options, they resorted to calling for help.
بعد از بررسی تمام گزینه های دیگر، آنها به درخواست کمک متوسل شدند.
in times of crisis, many people resorted to online shopping.
در زمان بحران، بسیاری از مردم به خرید آنلاین متوسل شدند.
the team resorted to using outdated technology to meet the deadline.
تیم برای رسیدن به مهلت مقرر از فناوری قدیمی استفاده کرد.
faced with financial difficulties, they resorted to taking a loan.
در مواجهه با مشکلات مالی، آنها به گرفتن وام متوسل شدند.
she resorted to her favorite book for comfort during tough times.
او برای آرامش در دوران سخت به کتاب مورد علاقه خود متوسل شد.
when negotiations failed, they resorted to legal action.
وقتی مذاکرات شکست خورد، آنها به اقدام قانونی متوسل شدند.
in desperation, he resorted to begging for help.
در ناامیدی، او به درخواست کمک متوسل شد.
the company resorted to downsizing to cut costs.
شرکت برای کاهش هزینه ها به تعدیل نیرو متوسل شد.
they resorted to extreme measures to protect their interests.
آنها برای محافظت از منافع خود به اقدامات افراطی متوسل شدند.
after several failed attempts, she finally resorted to seeking professional advice.
پس از چندین تلاش ناموفق، او سرانجام به دنبال مشاوره حرفه ای متوسل شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید