turned around
چرخید
turned off
خاموش شد
turned on
روشن شده
turned the corner
پیچید
turned over
چرخاند
turned out
در عمل نشان داد
turned up
ظاهر شد
be turned into
به ... تبدیل شود
turned in
تسلیم کرد
She turned the key in the lock.
او کلید را در قفل چرخاند.
He turned the page of the book.
او صفحه کتاب را چرخاند.
The weather turned cold suddenly.
هوا ناگهان سرد شد.
The meeting turned into a heated debate.
جلسه به یک بحث داغ تبدیل شد.
The project turned out to be a success.
پروژه به موفقیت انجامید.
The situation turned in our favor.
وضعیت به نفع ما تغییر کرد.
She turned down the job offer.
او پیشنهاد شغلی را رد کرد.
His luck turned around after he got a new job.
شانس او بعد از گرفتن شغل جدید تغییر کرد.
The conversation turned to more serious topics.
صحبت به موضوعات جدیتر کشیده شد.
The company turned a profit last quarter.
شرکت در سه ماهه گذشته سود کسب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید