revived

[ایالات متحده]/ri'vaivd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بازسازی شده; احیا شده; بیدار شده.

جملات نمونه

a newly revived scandal

یک رسوایی که به تازگی احیا شده است

He revived the senseless child.

او کودک بی‌حس را دوباره زنده کرد.

The fresh air soon revived him.

هوای تازه به زودی او را احیا کرد.

The roses revived after the rain.

بعد از باران، گل های رز دوباره جان گرفتند.

I revived a scene in my mind.

من صحنه ای را در ذهنم زنده کردم.

the subject was revived in a germinal article by Charles Ferguson.

این موضوع در یک مقاله مهم توسط چارلز فرگوسن دوباره مطرح شد.

the cool, refreshing water revived us all.

آب خنک و دلپذیر ما را دوباره زنده کرد.

a style that has been revived in latter times.

سباسی که در زمان های بعد دوباره احیا شده است.

He revived after a rest and some food.

او بعد از استراحت و کمی غذا دوباره سرحال شد.

The icy coldness of the water revived her.

سردی یخی آب او را احیا کرد.

if your diet has lapsed it's time you revived it.

اگر رژیم غذایی شما منقضی شده است، وقت آن رسیده که آن را دوباره زنده کنید.

With patient industry, she revived the failing business and made it thrive.

با تلاش و پشتکار، او کسب و کار رو به زوال را دوباره احیا کرد و آن را شکوفا کرد.

Duncan lost its trademark protection and went bankrupt but was later bought by Flambeau Plastics, which revived the brand.

دانکان از حمایت علامت تجاری خود محروم شد و ورشکست شد، اما بعداً توسط فلامبو پلاستیک خریداری شد که برند را دوباره زنده کرد.

He revived the works of Mahler and Nielsen and programmed such contemporary music, even if he, a dedicated tonalist, was uncomfortable with it.

او آثار ماهلر و نلسن را دوباره زنده کرد و چنین موسیقی معاصر را برنامه ریزی کرد، حتی اگر او که یک تونالیست متعصب بود، با آن راحت نبود.

He revived the works of Mahler and Nielsen and programmed much contemporary music, even if he, a dedicated tonalist, was uncomfortable with it.

او آثار ماهلر و نلسن را دوباره زنده کرد و موسیقی معاصر زیادی را برنامه ریزی کرد، حتی اگر او که یک تونالیست متعصب بود، با آن راحت نبود.

نمونه‌های واقعی

It's been revived more times than Dick Cheney.

او بیشتر از دیک چنی احیا شده است.

منبع: Modern Family - Season 07

Shakespeare was almost immediately revived, but with a difference.

شکسپیر تقریباً بلافاصله احیا شد، اما با تفاوت.

منبع: Crash Course in Drama

It's dead, and it's not likely to be revived.

مرده است و بعید است که احیا شود.

منبع: NPR News June 2021 Compilation

Cue much speculation about another attempt to revive growth.

آغاز حدس و گمان‌های فراوان درباره تلاش دیگری برای احیای رشد.

منبع: The Economist (Summary)

Which begged the question: could the recently dead be revived using electricity?

که این سوال را مطرح کرد: آیا می‌توان افراد فوت شده اخیر را با استفاده از برق زنده کرد؟

منبع: Vox opinion

Also, comment down below, let us know which other British classics should we be reviving.

همچنین، در زیر نظر دهید و به ما بگویید کدام آثار کلاسیک بریتانیایی دیگر را باید دوباره زنده کنیم.

منبع: Gourmet Base

What do you do to kind of revive your spirit?

برای احیای روحیه خود چه می‌کنید؟

منبع: Selected Film and Television News

But the German economy does revive.

اما اقتصاد آلمان دوباره احیا می‌شود.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

And medics struggle to revive children with mortal wounds.

و پزشکان برای زنده کردن کودکان با جراحات کشنده تلاش می‌کنند.

منبع: CNN Listening Collection July 2013

I could see that he was reviving little by little.

می‌توانستم ببینم که او ذره ذره در حال احیا است.

منبع: The Little Prince

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید