revokable contract
قرارداد قابل فسخ
revokable offer
پیشنهاد قابل فسخ
revokable decision
تصمیم قابل فسخ
revokable permission
مجوز قابل فسخ
revokable license
مجوزنامه قابل فسخ
revokable authority
اختیار قابل فسخ
revokable trust
وقف قابل فسخ
revokable agreement
توافقنامه قابل فسخ
revokable commitment
تعهد قابل فسخ
revokable invitation
دعوت قابل فسخ
the contract includes a revokable clause.
قرارداد شامل بند قابل فسخ است.
her power of attorney is revokable at any time.
وکالتنامه او در هر زمان قابل فسخ است.
the offer is revokable until the deadline.
پیشنهاد تا زمان مقرر قابل فسخ است.
they signed a revokable agreement.
آنها قراردادی قابل فسخ امضا کردند.
he has a revokable trust set up for his children.
او یک وصیت قابل فسخ برای فرزندانش تنظیم کرده است.
her decision was revokable after further consideration.
تصمیم او پس از بررسی بیشتر قابل فسخ بود.
the revokable nature of the license surprised them.
ماهیت قابل فسخ مجوز آنها را غافلگیر کرد.
they were informed that the agreement was revokable.
به آنها اطلاع داده شد که توافقنامه قابل فسخ است.
his revokable consent was necessary for the project.
رضایت قابل فسخ او برای پروژه ضروری بود.
the revokable status of the membership can change.
وضعیت قابل فسخ عضویت ممکن است تغییر کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید