final

[ایالات متحده]/ˈfaɪnl/
[بریتانیا]/ˈfaɪnl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نهایی; قطعی
n. مسابقه قهرمانی; امتحان پایان ترم

عبارات و ترکیب‌ها

final exam

آزمون نهایی

final decision

تصمیم نهایی

final destination

مقصد نهایی

final product

محصول نهایی

cup final

فینال جام

final result

نتیجه نهایی

final stage

مرحله نهایی

final examination

امتحان نهایی

final report

گزارش نهایی

final test

آزمون نهایی

final acceptance

پذیرش نهایی

final design

طراحی نهایی

final round

دور نهایی

final project

پروژه نهایی

final assembly

مونتاژ نهایی

final price

قیمت نهایی

final inspection

بازرسی نهایی

final solution

راه حل نهایی

جملات نمونه

the final scene of a film.

صحنه پایانی فیلم

the final rinse is omitted.

شستشوی نهایی حذف شده است.

This is our final offer.

این آخرین پیشنهاد ما است.

The final exam was a bear.

امتحان نهایی بسیار دشوار بود.

the final instalment in the trilogy

قسط نهایی در سه‌گانه

the semi-finals of the doubles.

نیمه نهایی دوها

the final version of the report was presented.

نسخه نهایی گزارش ارائه شد.

in full and final satisfaction of the claim.

به طور کامل و با رضایت نهایی از ادعا

reviewing for a final exam.

مرور برای امتحان نهایی

drove through to their final destination.

به سمت مقصد نهایی رانندگی کردند.

We are in the race for the final victory.

ما در مسابقه برای پیروزی نهایی هستیم.

to reach a final or climactic stage

برای رسیدن به یک مرحله نهایی یا اوج

This fatal miscalculation lost them the final victory.

این اشتباه محاسباتی کشنده باعث از دست دادن پیروزی نهایی آنها شد.

an act with an immediate purpose and a final purpose.

یک عمل با هدف فوری و هدف نهایی.

the finals of a state spelling bee.

فینال مسابقه املای ایالتی

the verb agrees with the final noun.

فعل با اسم نهایی مطابقت دارد.

the final cadences of the Prelude.

ریتم نهایی پیش‌درآمد

nobody in the final could hold a candle to her.

هیچ کس در نهایی نمی‌توانست با او برابری کند.

apply a final top coat of varnish.

یک لایه رویی نهایی از لاک را اعمال کنید.

نمونه‌های واقعی

And finally, there's liver and kidney disease.

و در نهایت، بیماری‌های کبدی و کلیوی نیز وجود دارد.

منبع: Osmosis - Musculoskeletal

OK, urm, where is your final destination?

باشه، اووم، مقصد نهایی شما کجاست؟

منبع: Hear England

And my final word, two final words.

و سخن پایانی من، دو سخن پایانی.

منبع: Tips for IELTS Speaking.

One final assignment to prove your worth.

یک تکلیف نهایی برای اثبات شایستگی شما.

منبع: Selected Film and Television News

Which one to go with? Final answer?

کدام را انتخاب کنیم؟ پاسخ نهایی؟

منبع: Listening Digest

As a special favour, I'll let you stay up and watch the World Cup final.

به عنوان یک لطف ویژه، به شما اجازه می‌دهم بیدار بمانید و جام جهانی را تماشا کنید.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

The last hurdle was the final.

آخرین مانع، فینال بود.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 1

Finally, endocrine disorders can also cause primary amenorrhea.

در نهایت، اختلالات غدد درون‌ریز نیز می‌توانند باعث غیاب اولیه قاعدگی شوند.

منبع: Osmosis - Reproduction

They might have just won a Quidditch final.

شاید آنها به تازگی یک فینال کویدیچ را برده‌اند.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

Speaking of the mafia, just one final, final question.

در مورد مافیا، فقط یک سوال نهایی، نهایی.

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید