richness

[ایالات متحده]/'ritʃnis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فراوانی، شدت، ثروت، رفاه، تجمل

عبارات و ترکیب‌ها

species richness

غنای گونه‌ای

جملات نمونه

the perfumed richness of the wine.

غلظت معطر و خوشبو از شراب

The richness of his novel comes from his narration of it.

غنای رمان او از روایت او از آن ناشی می شود.

However, the richness of dinoflagellate and blue-green algae increased significantly in warm seasons.

با این حال، غنای جلبک‌های دوکی شکل و جلبک‌های سبز-آبی در فصول گرم به طور قابل توجهی افزایش یافت.

Experience the richness of the strong Shahdom of Khwarezm.Solidate your position against the Mongol Horde.

تجربه غنای پادشاهی قدرتمند خوارزم. موقعیت خود را در برابر هورد مغول تحکیم کنید.

a small, meager woman); in a less specific senseit implies an insufficiency of what is needed for completeness or richness:

یک زن کوچک و نحیف؛ در معنایی خاص تر، نشان دهنده کمبود چیزی برای کمال یا غنا است.

The Xinle season demonstrated once more China philharmonic orchestra is used to some span polytropism, the program richness, the style multiple characteristics.

فصل Xinle بار دیگر نشان داد که ارکستر فیلارمونیک چین به برخی از پلی‌تروپیزم، غنای برنامه، ویژگی‌های چندگانه سبک عادت دارد.

As one of the inspirit cultures, miao"s dress is very richness and the pattern is very heavy and complicated.So this is very infrequence of all the 56 nations of China.

به عنوان یکی از فرهنگ‌های الهام‌بخش، لباس قوم میائو بسیار غنی است و طرح آن بسیار سنگین و پیچیده است. بنابراین، این بسیار نادر است در بین 56 ملت چین.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید