rightfully

[ایالات متحده]/'raitfəli/
[بریتانیا]/ˈraɪtfəlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور عادلانه یا شایسته؛ به حق

جملات نمونه

the purposes for which power can be rightfully exercised

اهدافى که قدرت می‌تواند به درستی اعمال شود

This comes from the mindset that you want the flush draw to fold so that they can't outdraw you and win a pot that is rightfully yours.

این مسئله از این طرز فکر ناشی می‌شود که شما می‌خواهید فلش دراو آن‌ها تا قبل از اینکه بتوانند شما را پشت سر بگذارند و یک گلدن را که به درستی متعلق به شماست، برنده شوند، تا شود.

to rightfully claim her inheritance

به درستی وارثی خود را مطالبه کند

to be rightfully proud of their accomplishments

به درستی به خاطر دستاوردهایشان افتخار کنند

to rightfully demand justice

به درستی عدالت را مطالبه کنند

to be rightfully concerned about the environment

به درستی در مورد محیط زیست نگران باشند

to rightfully earn recognition for their hard work

به درستی به خاطر تلاش‌هایشان مورد شناخت قرار گیرند

to rightfully deserve a promotion

به درستی لیاقت ارتقا را داشته باشند

to be rightfully acknowledged for their contributions

به درستی به خاطر مشارکت‌هایشان مورد تقدیر قرار گیرند

to rightfully protest against unfair treatment

به درستی علیه رفتار ناعادلانه اعتراض کنند

to rightfully defend oneself in a court of law

به درستی از خود در دادگاه دفاع کنند

to rightfully inherit the family business

به درستی کسب و کار خانوادگی را به ارث ببرند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید