act justly
عمل عادلانه
treat others justly
با دیگران به عدالت رفتار کنید
They were justly punished.
آنها به درستی مجازات شدند.
deal justly with others
به طور عادلانه با دیگران رفتار کنید
He was justly punished.
او به درستی مجازات شد.
He is justly unpopular with all.
او به درستی در بین همه افراد غیر محبوب است.
We are justly proud of our new achievement.
ما به درستی به دستاورد جدیدمان افتخار میکنیم.
the porcelain manufacture for which France became justly renowned.
صنایع تولید چینی که فرانسه به درستی به خاطر آن مشهور شد.
he justly moves one's derision.
او به درستی باعث تمسخر یک شخص میشود.
The city is justly famous for its nightclubs.
شهر به درستی به خاطر کلوبهای شبانهاش مشهور است.
Her efforts were justly rewarded with a British Empire Medal.
تلاشهای او به درستی با مدال امپراتوری بریتانیا پاداش داده شد.
You are witnesses, and God also, how holily, and justly, and without blame, we have been to you that have believed:
شما شاهد هستید و خدا نیز، چقدر باوقار، و عادلانه، و بدون عیب، با شما که ایمان آوردهاید، بودهایم:
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید