justly

[ایالات متحده]/'dʒʌs(t)lɪ/
[بریتانیا]/ˈd ʒ ʌstlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور منصفانه و درست؛ به صورت شایسته، مناسب یا صحیح.

عبارات و ترکیب‌ها

act justly

عمل عادلانه

treat others justly

با دیگران به عدالت رفتار کنید

جملات نمونه

They were justly punished.

آنها به درستی مجازات شدند.

deal justly with others

به طور عادلانه با دیگران رفتار کنید

He was justly punished.

او به درستی مجازات شد.

He is justly unpopular with all.

او به درستی در بین همه افراد غیر محبوب است.

We are justly proud of our new achievement.

ما به درستی به دستاورد جدیدمان افتخار می‌کنیم.

the porcelain manufacture for which France became justly renowned.

صنایع تولید چینی که فرانسه به درستی به خاطر آن مشهور شد.

he justly moves one's derision.

او به درستی باعث تمسخر یک شخص می‌شود.

The city is justly famous for its nightclubs.

شهر به درستی به خاطر کلوب‌های شبانه‌اش مشهور است.

Her efforts were justly rewarded with a British Empire Medal.

تلاش‌های او به درستی با مدال امپراتوری بریتانیا پاداش داده شد.

You are witnesses, and God also, how holily, and justly, and without blame, we have been to you that have believed:

شما شاهد هستید و خدا نیز، چقدر باوقار، و عادلانه، و بدون عیب، با شما که ایمان آورده‌اید، بوده‌ایم:

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید