roadblock

[ایالات متحده]/'rəʊdblɒk/
[بریتانیا]/'rodblɑk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مانع در جاده یا سد.

جملات نمونه

Police have set up a roadblock on the road to London.

پلیس یک ایستگاه بازرسی در مسیر لندن ایجاد کرده است.

the tax has become a roadblock against investment incentives.

مالیات به مانعی در برابر مشوق‌های سرمایه‌گذاری تبدیل شده است.

The police had set up a roadblock and waved several drivers down.

پلیس یک ایستگاه بازرسی ایجاد کرد و چندین راننده را متوقف کرد.

the police established roadblocks throughout the country for interdicting drugs.

پلیس برای جلوگیری از قاچاق مواد مخدر، ایستگاه‌های بازرسی در سراسر کشور ایجاد کرد.

police set up a roadblock on Lower Thames Street.

پلیس یک ایستگاه بازرسی در خیابان لوئر تیمز ایجاد کرد.

The police set up a roadblock to catch the escaping criminals.

پلیس یک ایستگاه بازرسی برای دستگیری جنایتکاران فراری ایجاد کرد.

A roadblock on the highway caused a long traffic jam.

ایستگاه بازرسی در اتوبان باعث ایجاد ترافیک طولانی شد.

The roadblock delayed our journey by several hours.

ایستگاه بازرسی سفر ما را چندین ساعت به تأخیر انداخت.

Protests led to the establishment of a roadblock preventing access to the government building.

تظاهرات منجر به ایجاد یک ایستگاه بازرسی شد که دسترسی به ساختمان دولتی را غیرممکن کرد.

The roadblock forced us to take a detour through the countryside.

ایستگاه بازرسی ما را مجبور کرد تا از طریق حومه شهر دور بزنیم.

The roadblock was removed after the event concluded.

ایستگاه بازرسی پس از پایان رویداد برداشته شد.

The roadblock was manned by armed guards.

ایستگاه بازرسی توسط نگهبانان مسلح کنترل می‌شد.

The roadblock was set up to inspect vehicles for illegal substances.

ایستگاه بازرسی برای بازرسی وسایل نقلیه به منظور یافتن مواد غیرقانونی ایجاد شد.

A fallen tree served as a natural roadblock on the mountain trail.

یک درخت افتاده به عنوان یک مانع طبیعی در مسیر کوهستان عمل کرد.

The roadblock caused inconvenience for local residents trying to access their homes.

ایستگاه بازرسی برای ساکنان محلی که سعی داشتند به خانه‌های خود دسترسی پیدا کنند، ناراحتی ایجاد کرد.

نمونه‌های واقعی

It's like your body puts up a roadblock.

این حس می‌کند که بدن شما یک مانع ایجاد می‌کند.

منبع: If there is a if.

Anderson said sometimes students set up roadblocks for themselves.

اندرسون گفت گاهی اوقات دانش آموزان برای خودشان مانعی ایجاد می کنند.

منبع: VOA Special August 2022 Collection

Skyrocketing housing prices are a major roadblock to mobility.

افزایش شدید قیمت مسکن یک مانع بزرگ برای تحرک است.

منبع: China Daily Latest Collection

Reese and Carter broke through HR's roadblock into Manhattan.

ریس و کارتر از میان مانع منابع انسانی به منهتن گذشتند.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

Suddenly, they both encounter a roadblock and are forced to make a decision.

ناگهان، هر دو با یک مانع روبرو می شوند و مجبور به تصمیم گیری می شوند.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

All right, so this relationship has hit another roadblock. But doesn't it always?

باشد، پس این رابطه با یک مانع دیگر روبرو شده است. آیا همیشه اینطور نیست؟

منبع: NPR News January 2018 Collection

A military source said a car approached a roadblock in Kano and refused to stop.

یک منبع نظامی گفت یک خودرو به سمت یک مانع در کانو رانندگی کرد و از توقف امتناع کرد.

منبع: BBC Listening September 2012 Collection

So during the regular legislative session, they hit a roadblock in the Assembly Health Committee.

بنابراین در طول دوره عادی قانونگذاری، آنها در کمیته بهداشت مجمع با یک مانع روبرو شدند.

منبع: NPR News September 2015 Collection

The politicians even agreed to a plan to circumvent the City Council to prevent future roadblocks.

حتی سیاستمداران با طرحی برای دور زدن شورای شهر برای جلوگیری از بروز مانع های آینده موافقت کردند.

منبع: New York Times

They're trying to avoid that and are trying to put up roadblocks.

آنها سعی می کنند از آن اجتناب کنند و سعی می کنند مانعی ایجاد کنند.

منبع: Wall Street Journal

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید