roadside

[ایالات متحده]/'rəʊdsaɪd/
[بریتانیا]/'rodsaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کنار جاده; adj. واقع شده یا در حال وقوع در کنار جاده

عبارات و ترکیب‌ها

roadside attraction

جاذبه کنار جاده

roadside assistance

کمک در محل

roadside diner

سفره‌خانه کنار جاده

جملات نمونه

roadside diners; roadside stops.

رستوران‌ها و مکان‌های کنار جاده

He slept the night in a roadside inn.

او شب را در یک مهمان‌سرای کنار جاده خوابید.

the disagreeable oneness of roadside landscapes.

یکدندگی ناخوشاوت مناظر کنار جاده.

The roadside grass became a blaze.

چمن کنار جاده به شعله تبدیل شد.

I wormed my way along the roadside ditch.

من خودم را در طول جوی کنار جاده پیش بردم.

It’s not safe to travel by standing at the roadside hoping to be picked up by passing motorists.

سفر کردن با ایستادن کنار جاده و امیدوار بودن به اینکه رانندگان عبوری شما را بردارند، ایمن نیست.

boys and girls were liming along the roadside as if they didn't have anything to do.

پسران و دختران در کنار جاده به این‌گونه سرگرم بودند که انگار هیچ کاری برای انجام دادن نداشتند.

He put a preoccupation with the opportunity to speak, like a bandit squatting on roadside, ready covetously to a highway robbery.

او با فرصت صحبت کردن به خود مشغول بود، مانند یک سارق که در کنار جاده کمین کرده و طمع وار آماده سرقت در جاده است.

I enjoy my simple life.I enjoy drawing lover's hand to walk in clear and sweet air, roadside flowers and grasses smiling to us, without noise and fickleness at bar and corroboree/KTV.

من از زندگی ساده‌ام لذت می‌برم. من از کشیدن دست معشوقه برای قدم زدن در هوای زلال و مطبوع، گل‌ها و علف‌های کنار جاده که به ما لبخند می‌زنند، بدون سر و صدا و بی‌ثباتی در بار و همایش/KTV لذت می‌برم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید