romanticize

[ایالات متحده]/rə(ʊ)'mæntɪsaɪz/
[بریتانیا]/roˈmæntɪˌsaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چیزی را رمانتیک‌تر یا ایده‌آل‌تر کردن؛ بزرگ‌نمایی کردن
vi. در خیال‌پردازی‌های رمانتیک غرق شدن.

جملات نمونه

the tendency to romanticize non-industrial societies.

تمایل به ایده‌آل‌سازی جوامع غیرصنعتی

to romanticize the past

آرمان‌گرایی نسبت به گذشته

he tends to romanticize relationships

او معمولاً روابط را ایده‌آل می‌کند

stop romanticizing unhealthy behaviors

توقف ایده‌آل‌سازی رفتارهای ناسالم

she likes to romanticize love stories

او دوست دارد داستان‌های عاشقانه را ایده‌آل کند

they romanticize the idea of adventure

آنها ایده ماجراجویی را ایده‌آل می‌کنند

don't romanticize the struggles of others

از ایده‌آل‌سازی مشکلات دیگران خودداری کنید

it's important not to romanticize mental illness

مهم است که بیماری‌های روانی را ایده‌آل نکنیم

people often romanticize the idea of fame

افراد اغلب ایده شهرت را ایده‌آل می‌کنند

she tends to romanticize nature

او معمولاً طبیعت را ایده‌آل می‌کند

we shouldn't romanticize war

ما نباید جنگ را ایده‌آل کنیم

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید