rowdier

[ایالات متحده]/ˈraʊdɪə/
[بریتانیا]/ˈraʊdiər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر سر و صدا تر

عبارات و ترکیب‌ها

rowdier crowd

جمعیت پر سر و صدا

rowdier behavior

رفتار پر سر و صدا

rowdier party

جشن پر سر و صدا

rowdier atmosphere

فضای پر سر و صدا

rowdier event

رویداد پر سر و صدا

rowdier fans

هواداران پر سر و صدا

rowdier night

شب پر سر و صدا

rowdier game

بازی پر سر و صدا

rowdier performance

اجرا پر سر و صدا

rowdier discussion

بحث پر سر و صدا

جملات نمونه

the party got rowdier as the night went on.

جشن به تدریج پر سر و صدا تر شد با گذشت شب.

children tend to get rowdier when they are excited.

کودکان معمولاً وقتی هیجان زده هستند، پر سر و صدا تر می شوند.

the crowd became rowdier after the concert ended.

بعد از پایان کنسرت، جمعیت پر سر و صدا تر شد.

as the game progressed, the fans grew rowdier.

با پیشرفت بازی، طرفداران پر سر و صدا تر شدند.

his rowdier friends often got him into trouble.

دوستان پر سر و صدای او اغلب او را در دردسر می انداختند.

the rowdier atmosphere made it hard to concentrate.

فضای پر سر و صدا باعث می شد تمرکز کردن دشوار باشد.

rowdier behavior is often discouraged in formal settings.

رفتار پر سر و صدا اغلب در محیط های رسمی تشویق نمی شود.

the event became rowdier after the drinks were served.

بعد از سرو نوشیدنی ها، رویداد پر سر و صدا تر شد.

as the night wore on, the discussions grew rowdier.

با گذشت شب، بحث ها پر سر و صدا تر شدند.

he found it hard to control the rowdier members of the group.

او کنترل اعضای پر سر و صدای گروه را دشوار می یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید