rowdier crowd
جمعیت پر سر و صدا
rowdier behavior
رفتار پر سر و صدا
rowdier party
جشن پر سر و صدا
rowdier atmosphere
فضای پر سر و صدا
rowdier event
رویداد پر سر و صدا
rowdier fans
هواداران پر سر و صدا
rowdier night
شب پر سر و صدا
rowdier game
بازی پر سر و صدا
rowdier performance
اجرا پر سر و صدا
rowdier discussion
بحث پر سر و صدا
the party got rowdier as the night went on.
جشن به تدریج پر سر و صدا تر شد با گذشت شب.
children tend to get rowdier when they are excited.
کودکان معمولاً وقتی هیجان زده هستند، پر سر و صدا تر می شوند.
the crowd became rowdier after the concert ended.
بعد از پایان کنسرت، جمعیت پر سر و صدا تر شد.
as the game progressed, the fans grew rowdier.
با پیشرفت بازی، طرفداران پر سر و صدا تر شدند.
his rowdier friends often got him into trouble.
دوستان پر سر و صدای او اغلب او را در دردسر می انداختند.
the rowdier atmosphere made it hard to concentrate.
فضای پر سر و صدا باعث می شد تمرکز کردن دشوار باشد.
rowdier behavior is often discouraged in formal settings.
رفتار پر سر و صدا اغلب در محیط های رسمی تشویق نمی شود.
the event became rowdier after the drinks were served.
بعد از سرو نوشیدنی ها، رویداد پر سر و صدا تر شد.
as the night wore on, the discussions grew rowdier.
با گذشت شب، بحث ها پر سر و صدا تر شدند.
he found it hard to control the rowdier members of the group.
او کنترل اعضای پر سر و صدای گروه را دشوار می یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید