sayable words
کلمات قابل بیان
sayable phrases
عبارات قابل بیان
sayable ideas
ایدههای قابل بیان
sayable thoughts
افکار قابل بیان
sayable concepts
مفاهیم قابل بیان
sayable messages
پیامهای قابل بیان
sayable feelings
احساسات قابل بیان
sayable opinions
نظرات قابل بیان
sayable truths
حقیقتهای قابل بیان
sayable stories
داستانهای قابل بیان
it's not always sayable in words.
گاهی اوقات نمیتوان آن را به زبان بیان کرد.
her feelings are difficult to make sayable.
احساسات او را به سختی میتوان به زبان بیان کرد.
some thoughts are better left unsayable.
بعضی از افکار بهتر است بیان نشوند.
can you make this idea more sayable?
آیا میتوانید این ایده را قابل بیانتر کنید؟
he has a way of making the unsayable sayable.
او راهی برای بیان آنچه بیانناپذیر است دارد.
in art, the unsayable can become sayable.
در هنر، آنچه بیانناپذیر است میتواند قابل بیان شود.
her poetry makes the sayable profound.
شعر او آنچه قابل بیان است را عمیق میکند.
it's hard to find the sayable in this complex situation.
پیدا کردن آنچه قابل بیان است در این وضعیت پیچیده دشوار است.
he struggles to make his emotions sayable.
او برای بیان احساسات خود تلاش میکند.
sometimes, silence is more sayable than words.
گاهی اوقات سکوت از کلمات قابل بیانتر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید