sayable

[ایالات متحده]/ˈseɪəbl/
[بریتانیا]/ˈseɪəbl/

ترجمه

adj. قابل بیان یا ابراز؛ قادر به گفتن به طور روان یا مؤثر

عبارات و ترکیب‌ها

sayable words

کلمات قابل بیان

sayable phrases

عبارات قابل بیان

sayable ideas

ایده‌های قابل بیان

sayable thoughts

افکار قابل بیان

sayable concepts

مفاهیم قابل بیان

sayable messages

پیام‌های قابل بیان

sayable feelings

احساسات قابل بیان

sayable opinions

نظرات قابل بیان

sayable truths

حقیقت‌های قابل بیان

sayable stories

داستان‌های قابل بیان

جملات نمونه

it's not always sayable in words.

گاهی اوقات نمی‌توان آن را به زبان بیان کرد.

her feelings are difficult to make sayable.

احساسات او را به سختی می‌توان به زبان بیان کرد.

some thoughts are better left unsayable.

بعضی از افکار بهتر است بیان نشوند.

can you make this idea more sayable?

آیا می‌توانید این ایده را قابل بیان‌تر کنید؟

he has a way of making the unsayable sayable.

او راهی برای بیان آنچه بیان‌ناپذیر است دارد.

in art, the unsayable can become sayable.

در هنر، آنچه بیان‌ناپذیر است می‌تواند قابل بیان شود.

her poetry makes the sayable profound.

شعر او آنچه قابل بیان است را عمیق می‌کند.

it's hard to find the sayable in this complex situation.

پیدا کردن آنچه قابل بیان است در این وضعیت پیچیده دشوار است.

he struggles to make his emotions sayable.

او برای بیان احساسات خود تلاش می‌کند.

sometimes, silence is more sayable than words.

گاهی اوقات سکوت از کلمات قابل بیان‌تر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید