schema

[ایالات متحده]/'skiːmə/
[بریتانیا]/'skimə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمودار; طرح; الگو; خلاصه

عبارات و ترکیب‌ها

database schema

طرح پایگاه داده

XML schema

طرحواره XML

schema theory

نظریه طرحواره

conceptual schema

طرح مفهومی

جملات نمونه

a schema of scientific reasoning.

یک طرح از استدلال علمی

The significance of their schema has been exaggerated.

اهمیت طرح آنها اغراق شده است.

Exploring diversifying and effective schema to prevent and cure contagious diseases of Laryngology, such as diphtheria and scarlet fever;

بررسی طرح های متنوع و موثر برای پیشگیری و درمان بیماری های مسری لارینگولوژی، مانند دیفتری و تب اسکارلت;

نمونه‌های واقعی

So how do we correct the false schema?

چگونه اشتباهات طرح را اصلاح کنیم؟

منبع: Harvard University's "The Science of Happiness" course.

Looking at that as well. Just to counter the negative schema.

همچنین به آن نگاه می کنیم. فقط برای مقابله با طرح منفی.

منبع: Harvard University's "The Science of Happiness" course.

This combination of nerves firing creates a map, or a code, called a facial schema.

این ترکیب از فعالیت اعصاب یک نقشه یا یک کد به نام طرح چهره ایجاد می کند.

منبع: PBS Fun Science Popularization

I also have the schema about other people. I like this person.

من همچنین طرحی در مورد افراد دیگر دارم. من این شخص را دوست دارم.

منبع: Harvard University's "The Science of Happiness" course.

The researchers manipulated the baby's faces so that some followed the baby schema more closely than others.

محققان چهره های نوزادان را دستکاری کردند تا برخی از آنها بیشتر از دیگران از طرح نوزاد پیروی کنند.

منبع: The Great Science Revelation

This is, has nothing to do with my schema.

این مربوط به طرح من نیست.

منبع: Harvard University's "The Science of Happiness" course.

They found that those baby faces that matched the schema were rated cuter than those who didn't.

آنها متوجه شدند که چهره های نوزادی که با طرح مطابقت داشتند، از آنهایی که نداشتند، جذاب تر ارزیابی می شدند.

منبع: The Great Science Revelation

Decades of study have since indicated that this baby schema reliably tracks with how people perceive cuteness.

دهه ها مطالعه نشان داده است که این طرح نوزاد به طور قابل اعتماد با نحوه درک افراد از جذابیت مطابقت دارد.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

For example, I have a mental schema that suggests that things fall when left in middle air.

به عنوان مثال، من یک طرح ذهنی دارم که نشان می دهد وقتی چیزها در هوا رها شوند، می افتند.

منبع: Harvard University's "The Science of Happiness" course.

The plural of " schema" is " schemata" (schemata).

منبع: 2014 English Cafe

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید