scorner

[ایالات متحده]/ˈskɔːnə/
[بریتانیا]/ˈskɔrnər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که تحقیر یا تمسخر را نشان می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

scorner of fate

مقصر سرنوشت

scorner of truth

مقصر حقیقت

scorner of dreams

مقصر رویاها

scorner of love

مقصر عشق

scorner of hope

مقصر امید

scorner of joy

مقصر شادی

scorner of life

مقصر زندگی

scorner of reason

مقصر عقل

scorner of wisdom

مقصر خرد

scorner of peace

مقصر صلح

جملات نمونه

the scorner laughed at the teacher's explanation.

مخیر به توضیح معلم خندید.

a scorner often dismisses valuable advice.

یک مخیر اغلب توصیه های ارزشمند را نادیده می گیرد.

it's unwise to engage with a scorner.

درگیری با یک مخیر غیرحکیمانه است.

the scorner's words hurt the feelings of others.

کلمات یک مخیر باعث رنجش احساسات دیگران می شود.

being a scorner can lead to isolation.

مخیر بودن می تواند منجر به انزوا شود.

she was known as a scorner in her community.

او به عنوان یک مخیر در جامعه خود شناخته می شد.

scorners often miss out on learning opportunities.

مخیران اغلب فرصت های یادگیری را از دست می دهند.

he acted like a scorner during the discussion.

او در طول بحث مانند یک مخیر رفتار کرد.

don't be a scorner; listen to others.

مخیر نباشید؛ به دیگران گوش دهید.

the scorner's attitude created tension in the group.

حرف و عمل یک مخیر باعث ایجاد تنش در گروه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید