sentiments

[ایالات متحده]/ˈsɛntɪmənts/
[بریتانیا]/ˈsɛntɪmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دیدگاه‌ها مبتنی بر احساسات؛ لطافت نسبت به ترحم، نوستالژی و غیره؛ احساسات بیش از حد یا نامناسب؛ نگرش‌ها یا نظرات

عبارات و ترکیب‌ها

shared sentiments

احساسات مشترک

positive sentiments

احساسات مثبت

negative sentiments

احساسات منفی

mixed sentiments

احساسات ترکیبی

public sentiments

احساسات عمومی

personal sentiments

احساسات شخصی

genuine sentiments

احساسات اصیل

sentiments expressed

احساساتی که بیان شد

sentiments shared

احساسات مشترک

sentiments revealed

احساساتی که آشکار شد

جملات نمونه

his sentiments towards the project were positive.

احساسات او نسبت به پروژه مثبت بود.

she expressed her sentiments clearly during the meeting.

او احساسات خود را به وضوح در طول جلسه بیان کرد.

the movie captured the sentiments of the audience.

فیلم توانست احساسات مخاطبان را به تصویر بکشد.

they shared their sentiments about the recent changes.

آنها احساسات خود را در مورد تغییرات اخیر به اشتراک گذاشتند.

his sentiments were reflected in his writing.

احساسات او در نوشته هایش منعکس شد.

public sentiments can influence political decisions.

احساسات عمومی می تواند بر تصمیمات سیاسی تأثیر بگذارد.

she has a deep understanding of human sentiments.

او درک عمیقی از احساسات انسانی دارد.

they tried to gauge the sentiments of their customers.

آنها سعی کردند احساسات مشتریان خود را ارزیابی کنند.

his sentiments were hurt by the harsh criticism.

احساسات او به دلیل انتقاد تند آسیب دید.

the song evokes strong sentiments in its listeners.

این آهنگ احساسات قوی را در شنوندگان خود ایجاد می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید