network setups
تنظیمات شبکه
test setups
تنظیمات تست
system setups
تنظیمات سیستم
device setups
تنظیمات دستگاه
user setups
تنظیمات کاربر
initial setups
تنظیمات اولیه
software setups
تنظیمات نرم افزاری
hardware setups
تنظیمات سخت افزاری
remote setups
تنظیمات راه دور
configuration setups
تنظیمات پیکربندی
we need to finalize the setups for the conference.
ما باید تنظیمات مربوط به کنفرانس را نهایی کنیم.
the setups for the new software will take some time.
تنظیمات مربوط به نرم افزار جدید مدتی طول می کشد.
different setups can lead to various outcomes.
تنظیمات مختلف می تواند منجر به نتایج مختلف شود.
she is responsible for the setups of the event.
او مسئولیت تنظیمات رویداد را بر عهده دارد.
we should test the setups before the launch.
ما باید قبل از راه اندازی تنظیمات را آزمایش کنیم.
the setups in the lab are quite advanced.
تنظیمات در آزمایشگاه بسیار پیشرفته است.
he explained the different setups for the experiment.
او تنظیمات مختلف برای آزمایش را توضیح داد.
proper setups can enhance productivity significantly.
تنظیمات مناسب می تواند بهره وری را به طور قابل توجهی افزایش دهد.
we are reviewing the setups for the new project.
ما در حال بررسی تنظیمات برای پروژه جدید هستیم.
adjusting the setups may improve the performance.
تنظیم تنظیمات ممکن است عملکرد را بهبود بخشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید