plans

[ایالات متحده]/plænz/
[بریتانیا]/plænz/

ترجمه

n. arrangements or intentions for future actions
v. third person singular present of plan; to arrange or intend

عبارات و ترکیب‌ها

making plans

برنامه‌ریزی

future plans

برنامه‌های آینده

plans changed

برنامه‌ها تغییر کرد

best plans

بهترین برنامه‌ها

plans ahead

برنامه‌ریزی از قبل

new plans

برنامه‌های جدید

plans failed

برنامه‌ها شکست خورد

plans ready

برنامه‌ها آماده است

plans out

برنامه‌ها در حال اجرا است

long plans

برنامه‌های طولانی

جملات نمونه

we have big plans for the future of our company.

ما برنامه‌های بزرگی برای آینده شرکت خود داریم.

do you have any plans for the weekend?

آیا برای آخر هفته برنامه‌ای دارید؟

it's important to have contingency plans in place.

داشتن برنامه‌های جایگزین در صورت بروز مشکلات احتمالی مهم است.

let's make plans to visit them next month.

بیایید برنامه‌ریزی کنیم تا ماه آینده از آنها دیدار کنیم.

the project is still in the planning stages.

این پروژه هنوز در مراحل برنامه‌ریزی است.

we need to revise our marketing plans.

ما باید برنامه‌های بازاریابی خود را بازنگری کنیم.

he changed his plans at the last minute.

او در آخرین لحظه برنامه‌های خود را تغییر داد.

they are working on long-term business plans.

آنها روی برنامه‌های تجاری بلندمدت کار می کنند.

our travel plans were disrupted by the storm.

برنامه‌های سفر ما به دلیل طوفان مختل شد.

she carefully laid out her retirement plans.

او به دقت برنامه‌های بازنشستگی خود را ترسیم کرد.

the team developed detailed operational plans.

تیم برنامه‌های عملیاتی مفصلی تدوین کرد.

we abandoned our original plans due to unforeseen circumstances.

ما به دلیل شرایط پیش بینی نشده، برنامه‌های اصلی خود را رها کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید