dark shadow
سایه تاریک
shadowy figure
شخصیت مرموز
cast a shadow
سایه انداختن
shadow of doubt
سایه تردید
chase shadows
تعقیب سایهها
shadow play
بازی سایهها
in the shadow
در سایه
eye shadow
سایه چشم
shadow price
قیمت سایه
shadow mask
ماسک سایه
cast shadow
سایه انداختن
shadow boxing
بوکس سایه
shadow region
منطقه سایه
drop shadow
سایه انداخت
moonlight shadow
سایهی مهتاب
shadow chancellor
وزیر سایه
shadow cabinet
کابینه سایه
shadow effect
اثر سایه
There is not a shadow of doubt.
هیچ سایهای از شک وجود ندارد.
beyond a shadow of a doubt.
فراتر از هر شک و تردید.
without a shadow of doubt
بدون هیچ شک و تردیدی
the ashy shadows of the mountains.
سایههای خاکستری کوهها.
the shadows of old age
سایههای پیری
in the shadow of the curtains;
در سایه پردهها;
there are dark shadows beneath your eyes.
کمی سایه زیر چشم های شما وجود دارد.
shadows on his lungs.
سایهها روی ریههایش.
the shadow of war fell across Europe.
سایهی جنگ بر اروپا افتاد.
a freedom that was more shadow than substance.
آزادی که بیشتر سایه بود تا واقعیت.
a shadow crossed Maria's face.
سایهای روی صورت ماریا افتاد.
The earth's shadow on the moon was quite distinct.
سایهی زمین بر ماه کاملاً مشخص بود.
The willow's shadow falls on the lake.
سایهی درخت توس بر روی دریاچه میافتد.
A shadow came over their friendship.
سایهای بر دوستی آنها آمد.
shadow forth some future occurrence
پیشبینی وقوع آینده
The house is shadowed by a huge tree.
خانه در سایه یک درخت بزرگ است.
He is shadowed by a spy.
او تحت نظر یک جاسوس است.
He’s innocent beyond a shadow of a doubt.
او فراتر از هر شک و تردیدی معصوم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید