daylight

[ایالات متحده]/ˈdeɪlaɪt/
[بریتانیا]/ˈdeɪlaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نور خورشید؛ روز؛ سپیده دم؛ قرار گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

during the daylight

در طول روز

in broad daylight

در روشنازی روز

broad daylight

گراف کامل

daylight saving

صرفه‌جویی در مصرف انرژی

in daylight

در روشنازی

daylight saving time

صرفه‌جویی در مصرف انرژی

see daylight

نور روز را ببین

by daylight

با نور روز

daylight lamp

چراغ روشنایی

جملات نمونه

In summer, the daylight hour lengthens.

در طول تابستان، ساعات روز طولانی تر می شود.

saw gleams of daylight through the cracks.

نورهای روز را از خلال شکاف ها دید.

Daylight passed into darkness.

نور روز به تاریکی تبدیل شد.

It is easier to read by daylight than by lamplight.

خواندن در نور روز آسان تر از خواندن در نور چراغ است.

the growing daylight between himself and the leading jockey.

افزایش نور روز بین او و افسر سوار پیشرو.

Daylight fades when the sun sets.

نور روز با غروب خورشید محو می شود.

A charge of £ 2 for a cup of coffee is daylight robbery.

در روز روشن، پرداخت 2 پوند برای یک فنجان قهوه یک سرقت آشکار است.

finally began to see daylight concerning the root of the problem.

بالاخره شروع به دیدن نور روز در مورد ریشه مشکل کرد.

my father beat the living daylights out of them.

پدرم آنها را به شدت کتک زد.

daylight saving throws everybody's body clock out of kilter.

تغییر ساعت تابستان ساعت بدن همه را از ریتم خارج می کند.

He boozed till daylight and dozed into the afternoon.

او تا سپیده دم الکل نوشید و بعد در طول بعد از ظهر چرت زد.

How many hours of daylight do we have in a day?

چند ساعت نور روز در روز داریم؟

At the end of the film, the hero beat the living daylights out of the villain.

در پایان فیلم، قهرمان دشمن را به شدت کتک زد.

Daylight came in through its glass roof;this was now the only illumination.

نور روز از سقف شیشه ای آن وارد شد؛ این اکنون تنها روشنایی بود.

The machines roar incessantly during the hours of daylight.

ماشین ها در طول ساعات روز به طور مداوم غرش می کنند.

He said if I did it again he’d beat the living daylights out of me!

او گفت اگر دوباره این کار را انجام دهم، او مرا کتک می زند!

In broad daylight the events of the night before seemed like a bad dream.

در روز روشن، وقایع شب قبل مانند یک کابوس به نظر می رسید.

It was a long time before he finally saw daylight and realized what was going on.

مدتی طول کشید تا او بالاخره نور روز را دید و متوجه شد چه در جریان است.

The NRG Pyranometer is an excellent general purpose solar radiation sensor that is calibrated for the daylight spectrum.

سنسور تشعشع خورشیدی NRG Pyranometer یک سنسور تشعشع خورشیدی عمومی عالی است که برای طیف نور روز کالیبره شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید