He always enquires most solicitously about your health.
او همیشه با نگرانی زیاد از حال شما سوال می کند.
She looked solicitously at her sick friend.
او با نگرانی به دوست مریضش نگاه کرد.
He inquired solicitously about her well-being.
او با نگرانی درباره حال او پرسید.
The nurse checked on the patient solicitously.
پرستار با دقت و مراقبت از مریض مراقبت کرد.
The teacher listened solicitously to the student's concerns.
معلم با دقت به نگرانی های دانش آموز گوش داد.
She held his hand solicitously as they walked through the crowded street.
او در حالی که از خیابان شلوغ عبور می کردند، دست او را با نگرانی در دست گرفت.
He solicitously offered his jacket to the shivering girl.
او با نگرانی ژاکت خود را به دختر لرزان پیشنهاد کرد.
The manager solicitously asked if the customers needed any assistance.
مدیر با نگرانی پرسید آیا مشتریان به کمک نیاز دارند.
She spoke solicitously to the frightened child to calm him down.
او برای آرام کردن او با کودک ترسیده با نگرانی صحبت کرد.
He treated his elderly neighbor solicitously, always offering to help with groceries.
او با احترام و مراقبت با همسایه پیرش رفتار می کرد، همیشه پیشنهاد کمک برای خرید مواد غذایی را می کرد.
The receptionist greeted the guests solicitously, making sure they felt welcome.
منشی با خوشامدگویی و احترام پذیرایی از مهمانان کرد و اطمینان حاصل کرد که احساس استقبال کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید