thoughtfully

[ایالات متحده]/'θɔ:tfəl/
[بریتانیا]/ˈ θ ɔtfəlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با در نظر گرفتن دقیق و مهربانی; به شیوه‌ای با ملاحظه و توجه

جملات نمونه

These should be thoughtfully noted.

اینها باید با دقت یادداشت شوند.

The blue eyes narrowed thoughtfully.

چشمان آبی با دقت و تفکر باریک شدند.

He fingered his jaw thoughtfully.

او با فکر کردن به چانه‌اش دست زد.

The man pulled thoughtfully at his pipe.

مرد با دقت و تفکر به دود پیپش پک زد.

She stared thoughtfully at the Englishman across the table.

او با دقت و تفکر به انگلیسی روبروی خود خیره شد.

The man pulled thoughtfully at his pipe before commenting on our proposal.

مرد قبل از اظهار نظر در مورد پیشنهاد ما، با دقت و تفکر به دود پیپش پک زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید