someone

[ایالات متحده]/'sʌmwʌn/
[بریتانیا]/'sʌmwʌn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

pron. کسی، فرد خاصی.

جملات نمونه

there's someone at the door.

کسی پشت در است.

do someone a favor.

به کسی لطف کنید.

an attempt on someone's life.

یک تلاش برای جان کسی.

to obligate someone to answer

برای مجبور کردن کسی به پاسخ دادن

to treat someone kindly

با مهربانی با کسی رفتار کردن

to be quits with someone

تسویه حساب با کسی

this was someone's idea of a sick joke.

این ایده کسی از یک شوخی مریضانه بود.

someone will have to talk to Lily.

کسی باید با لیلی صحبت کند.

shift the blame on to someone else

تقصیر را به گردن شخص دیگری بیندازید.

saw someone outside the window.

کسی را پشت پنجره دیدم.

There's someone battering at the door.

کسی در حال کوبیدن در است.

It's difficult to contradict someone politely.

سخت است که به طور مؤدبانه با کسی مخالفت کنید.

the mildness of someone’s manner

آرامش رفتار کسی

the motivation behind someone’s achievement

انگیزه پشت سر دستاورد کسی

the restitution of someone’s rights

بازگرداندن حقوق فرد

satirise someone’s faults

تمسخر کردن ضعف‌های کسی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید