sower

[ایالات متحده]/'səuə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که بذر می‌کارد
a machine used for sowing seeds
کسی که مشکل ایجاد می‌کند.

جملات نمونه

The sower went out to sow seeds in the field.

کاشته‌کار برای کاشتن بذر در مزاوع به بیرون رفت.

The sower carefully scattered the seeds in the prepared soil.

کاشته‌کار با دقت بذرها را در خاک آماده پخش کرد.

The sower is an essential figure in agriculture.

کاشته‌کار یک چهره حیاتی در کشاورزی است.

The sower's job is to plant seeds for future harvests.

وظیفه کاشته‌کار کاشتن بذرهای برداشت‌های آینده است.

The sower patiently tends to the crops as they grow.

کاشته‌کار با صبر و حوصله در حال رشد محصولات را مراقبت می‌کند.

A skilled sower knows the importance of proper seed placement.

یک کاشته‌کار ماهر اهمیت قرار دادن مناسب بذر را می‌داند.

The sower's hands are rough from years of working the land.

دست‌های کاشته‌کار به دلیل سال‌ها کار در زمین زبر هستند.

The sower's basket is filled with a variety of seeds.

سبد کاشته‌کار با انواع مختلفی از بذرها پر شده است.

The sower's actions determine the success of the harvest.

اقدامات کاشته‌کار موفقیت برداشت را تعیین می‌کند.

The sower's diligence ensures a bountiful crop at the end of the season.

کوشش کاشته‌کار تضمین می‌کند که در پایان فصل محصول فراوانی حاصل شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید