seeder

[ایالات متحده]/ˈsiːdə/
[بریتانیا]/ˈsiːdər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا ماشینی که بذرها را می‌کارد؛ دستگاهی که بذرها را از میوه‌ها جدا می‌کند؛ شخص یا دستگاهی که باران مصنوعی ایجاد می‌کند

جملات نمونه

the farmer used a seeder to plant the crops efficiently.

کشاورز از یک بذاله استفاده کرد تا به طور موثر محصولات را کشت کند.

the new seeder can cover a larger area in less time.

بذاله جدید می تواند در زمان کمتر مساحت بیشتری را پوشش دهد.

he adjusted the settings on the seeder for different seed types.

او تنظیمات بذاله را برای انواع مختلف بذر تنظیم کرد.

the seeder was designed to minimize seed waste.

بذاله به گونه ای طراحی شده بود که ضایعات بذر را به حداقل برساند.

she learned how to operate the seeder during the workshop.

او یاد گرفت که چگونه در طول کارگاه، بذاله را کار کند.

using a seeder can improve planting efficiency significantly.

استفاده از بذاله می تواند به طور قابل توجهی کارایی کاشت را بهبود بخشد.

the seeder is essential for large-scale farming operations.

بذاله برای عملیات کشاورزی در مقیاس بزرگ ضروری است.

they invested in a high-tech seeder to boost productivity.

آنها برای افزایش بهره وری در یک بذاله با فناوری بالا سرمایه گذاری کردند.

regular maintenance of the seeder is crucial for its longevity.

تعویض منظم بذاله برای طول عمر آن بسیار مهم است.

the seeder's design allows for easy transportation between fields.

طراحی بذاله امکان حمل و نقل آسان بین مزارع را فراهم می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید