concoct a splendid meal
تهیه یک وعده غذایی عالی
a splendid field of poppies.
زمینی زیبا با گلهای آفتابگردان
a splendid performance in the examinations.
یک اجرای باشکوه در امتحانات.
a splendid selection of period furniture.
یک انتخاب باشکوه از مبلمان دوره
a splendid view of Windsor Castle.
یک منظره باشکوه از قلعه ویندزور
It was splendid of you to make the offer.
ارائه پیشنهاد از طرف شما بسیار عالی بود.
He wrote a splendid polemic in my favour.
او یک تبادل نظر درخشان به نفع من نوشت.
She gave a splendid rendition of the song.
او یک اجرای باشکوه از آهنگ ارائه داد.
She was arrayed with splendid trappings.
او با زینتهای باشکوه آراسته شده بود.
Chicago has a splendid waterfront.
شیکاگو دارای یک خط ساحلی باشکوه است.
a splendid knock of 117 against Somerset.
یک ضربه عالی 117 در برابر سامرست.
to gave a splendid rendering of the song
اجرای باشکوه آهنگ را ارائه داد
He got a splendid present for her.
او یک هدیه باشکوه برای او گرفت.
The acre of garden is host to a splendid bank of rhododendrons.
جریب باغ میزبان انبوهی از سرخدارها است.
all the pomp and heraldry provided a splendid pageant.
همه شکوه و نشان، یک نمایش باشکوه ارائه داد.
waxing lyrical about his splendid son-in-law.
در مورد داماد باشکوه خود با تحسین شعرگونه صحبت کردن
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید