statue

[ایالات متحده]/ˈstætʃuː/
[بریتانیا]/ˈstætʃuː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نمایش سه‌بعدی از یک شخص یا حیوان، معمولاً به‌صورت مجسمه یا در شکلی مشابه

vt. تزئین کردن با یک مجسمه

عبارات و ترکیب‌ها

bronze statue

مجسمه برنزی

marble statue

مجسمه مرمر

ancient statue

مجسمه باستانی

famous statue

مجسمه معروف

public statue

مجسمه عمومی

statue of liberty

مجسمه آزادی

buddha statue

مجسمه بودا

جملات نمونه

The statue is cast in bronze.

مجسمه از برنز ریخته شده است.

The statue is made of bronze.

مجسمه از برنز ساخته شده است.

sculpture a statue out of ivory

مجسمه ای از عاج حک کنید

statues of antique gods.

مجسمه‌های خدایان عتیقه.

the statue is the brainchild of a local landscape artist.

مجسمه ایده ای از یک هنرمند محلی متخصص در طراحی منظر بود.

the statue really looked bully.

مجسمه واقعاً خشن به نظر می رسید.

a statue in bronze; a note written in German.

یک مجسمه برنزی؛ یک یادداشت به زبان آلمانی نوشته شده است.

a statue representing a king;

یک مجسمه که نشان‌دهندهٔ پادشاهی است;

The statue was carved out of marble.

مجسمه از مرمر حکاکی شده بود.

There is a marble statue on the corner of the street.

در گوشه خیابان یک مجسمه سنگی مرمر وجود دارد.

an equestrian statue of a famous monarch.

یک مجسمه اسب‌سواری از یک حاکم مشهور.

The statue will remain in the museum for the foreseeable future.

مجسمه برای آینده قابل پیش‌بینی در موزه باقی خواهد ماند.

the lofty statue lours at patients in the infirmary.

مجسمه بلند بر بیماران در بیمارستان نظارت می‌کند.

they want the statue to be resited in the national headquarters.

آنها می‌خواهند مجسمه را در مقر ملی دوباره نصب کنند.

He commissioned a statue of his wife.

او یک مجسمه از همسرش سفارش داد.

The statue was erected in a damp grove at Olympia.

مجسمه در یک باغ مرطوب در المپیا نصب شد.

This statue dates from 500b.c.

این مجسمه مربوط به سال 500 قبل از میلاد است.

The statue survived through minus a leg.

مجسمه با وجود نداشتن یک پا، زنده ماند.

must a white gypseous statue need to be drawn darkly?

آیا یک مجسمه سفید جیپسون باید به صورت تاریک ترسیم شود؟

نمونه‌های واقعی

Tim was awarded a statue for Best Actor.

تیم برای بهترین بازیگر جایزه مجسمه‌ای دریافت کرد.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

In Cairo the government built a statue in his honour.

در قاهره، دولت مجسمه‌ای به افتخار او ساخت.

منبع: Global Slow English

Michael Jordan unveiled a magnificent statue of himself.

مایکل جردن یک مجسمه باشکوه از خودش رونمایی کرد.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

Students from across the country created the statues.

دانشجویان از سراسر کشور مجسمه‌ها را ساختند.

منبع: VOA Special December 2022 Collection

They used ropes to topple the statue Saturday night.

آنها شنبه شب از طناب برای سرنگون کردن مجسمه استفاده کردند.

منبع: AP Listening Collection July 2020

They contain the largest statue in the Western world.

آنها بزرگترین مجسمه در جهان غرب را در خود جای داده‌اند.

منبع: America The Story of Us

Were you good at playing musical statues as a kid?

آیا شما در بازی مجسمه های موزیکال در کودکی خوب بودید؟

منبع: Workplace Self-Improvement Guide

There's even a statue dedicated to her in Scotland.

حتی مجسمه‌ای به افتخار او در اسکاتلند وجود دارد.

منبع: National Geographic (Children's Section)

The statue was cast in bronze.

مجسمه از برنز ریخته‌گری شده بود.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

It's what the Romans would call a " Talking statue" .

این همان چیزی است که رومیان آن را "مجسمه سخن گو" می‌نامیدند.

منبع: English little tyrant

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید