tempter

[ایالات متحده]/'tem(p)tə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که وسوسه می‌کند؛ شیطان؛ شیطان Part of speech: n.

عبارات و ترکیب‌ها

seductive tempter

وسوسه‌گر فریبنده

جملات نمونه

The tempter offered her a deal that seemed too good to be true.

وسوسه‌گر معامله‌ای را پیشنهاد کرد که خیلی خوب به نظر می‌رسید.

She resisted the tempter's advances and stayed true to her beliefs.

او در برابر وسوسه‌های وسوسه‌گر مقاومت کرد و به باورهای خود وفادار ماند.

The tempter whispered sweet promises in his ear, trying to sway his decision.

وسوسه‌گر با نجوا کردن وعده‌های شیرین در گوشش سعی کرد تصمیم او را تغییر دهد.

Beware of the tempter's tricks and stay vigilant against their influence.

مراقب حقه بازی‌های وسوسه‌گر باشید و در برابر تأثیر آن‌ها هوشیار باشید.

The tempter lured him with the temptation of easy money.

وسوسه‌گر او را با وسوسه پول آسان فریب داد.

She recognized the tempter's deceitful intentions and refused to fall for them.

او قصد فریبکارانه وسوسه‌گر را تشخیص داد و از آن‌ها طفره رفت.

The tempter's words sounded enticing, but she knew better than to trust them.

کلمات وسوسه‌گر وسوسه‌انگیز به نظر می‌رسیدند، اما او می‌دانست که به آن‌ها اعتماد نکنیم.

He struggled to resist the tempter's alluring offers, knowing they came with a price.

او برای مقاومت در برابر پیشنهادات وسوسه‌انگیز وسوسه‌گر تلاش کرد، زیرا می‌دانست که آن‌ها هزینه‌ای دارند.

The tempter preyed on his weaknesses, hoping to lead him astray.

وسوسه‌گر از نقاط ضعف او سوء استفاده کرد و امیدوار بود او را گمراه کند.

Despite the tempter's persuasive arguments, she stood firm in her decision.

با وجود استدلال‌های متقاعد کننده وسوسه‌گر، او در تصمیم خود استوار ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید