thinkable

[ایالات متحده]/'θɪŋkəbl/
[بریتانیا]/ˈθɪŋkəbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل تصور، قابل باور

جملات نمونه

It was thinkable that the razor blade might arrive concealed in his food, if he were ever fed.

این احتمال وجود داشت که تیغ تراشیده در غذای او پنهان شود، اگر روزی به او غذا می‌دادند.

It is unthinkable to ignore climate change.

نادیده گرفتن تغییرات آب و هوایی غیرقابل تصور است.

The idea of going back to the office every day is simply unthinkable.

ایده بازگشت به دفتر هر روز به سادگی غیرقابل تصور است.

The consequences of such actions are unthinkable.

نتایج چنین اقداماتی غیرقابل تصور است.

It is unthinkable that he would betray his best friend.

غیرقابل تصور است که او به بهترین دوست خود خیانت کند.

The thought of losing everything is unthinkable.

فکر از دست دادن همه چیز غیرقابل تصور است.

It is almost unthinkable to live without electricity in today's world.

تقریباً غیرقابل تصور است که امروزه بدون برق زندگی کنید.

The cost of the project is so high that it is almost unthinkable.

هزینه پروژه آنقدر زیاد است که تقریباً غیرقابل تصور است.

The level of corruption in the government is unthinkable.

سطح فساد در دولت غیرقابل تصور است.

It is unthinkable to harm innocent people.

آذار و آسیب رساندن به افراد بی‌گناه غیرقابل تصور است.

The scale of the disaster is beyond what was thinkable.

مقیاس فاجعه فراتر از آن چیزی است که قابل تصور بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید