tool

[ایالات متحده]/tuːl/
[بریتانیا]/tuːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دستگاه یا ابزار، به‌ویژه یکی که در دست نگه‌داشته می‌شود، که برای انجام یک عملکرد خاص استفاده می‌شود
vi. استفاده از ابزارها یا تجهیزات برای انجام یک وظیفه
vt. پردازش یا کار بر روی چیزی با استفاده از ابزارها

عبارات و ترکیب‌ها

power tool

ابزار برقی

hand tool

ابزار دستی

tool kit

جعبه ابزار

tool belt

کمربند ابزار

machine tool

ماشین ابزار

cutting tool

ابزار برش

tool path

مسیر ابزار

development tool

ابزار توسعه

tool wear

سایش ابزار

tool life

عمر مفید ابزار

drilling tool

ابزار حفاری

tool design

طراحی ابزار

tool steel

فولاد ابزار

special tool

ابزار خاص

measuring tool

ابزار اندازه‌گیری

software tool

ابزار نرم افزاری

diamond tool

ابزار الماس

electric tool

ابزار برقی

turning tool

ابزار تراش

diagnostic tool

ابزار تشخیصی

machine tool plant

کارخانه تولید ابزار

tool box

جعبه ابزار

جملات نمونه

What is this tool for?

این ابزار برای چه کاری است؟

The tools are in a square box.

ابزارها در یک جعبه مربعی قرار دارند.

a gardening implement.See Synonyms at tool

یک وسیله باغبانی. برای یافتن مترادفها به ابزار مراجعه کنید.

She was the unwitting tool of the swindlers.

او ناخواسته ابزار فریبکاران بود.

This tool is unsuited for such use.

این ابزار برای چنین استفاده ای مناسب نیست.

garden tools; garden vegetables.

ابزارهای باغبانی؛ سبزیجات باغبانی

a power tool for drilling wood.

یک ابزار برقی برای سوراخ کردن چوب.

necessary tools and materials;

ابزار و مصالح لازم;

the ability to write clearly is a tool of the trade .

توانایی نوشتن واضح یک ابزار تجارت است.

manage a complex machine tool.

مدیریت یک ابزار ماشین پیچیده.

Words are the tools of our trade.

کلمات ابزار تجارت ما هستند.

tooled up and down the roads.

ابزارها را در طول جاده ها آماده کرده بودند.

a box full of tools for repair jobs.

یک جعبه پر از ابزار برای کارهای تعمیر.

This tool will answer our needs.

این ابزار نیازهای ما را برآورده می کند.

This tool machine is capable of being improved.

این ماشین ابزار قابلیت بهبود دارد.

نمونه‌های واقعی

And the lockup is taking its tool.

و قفل‌شدن در حال تأثیر گذاشتن است.

منبع: CNN Selected March 2016 Collection

The social media company started rolling out a tool for this Monday.

شرکت رسانه‌های اجتماعی شروع به عرضه یک ابزار برای این دوشنبه کرد.

منبع: CNN 10 Student English April 2018 Compilation

They received the prize for developing this ingenious tool for organic synthesis.

آنها جایزه توسعه این ابزار هوشمندانه برای سنتز آلی را دریافت کردند.

منبع: 2021 Nobel Laureates Interview Transcripts

Education is a huge tool for this.

آموزش یک ابزار بزرگ برای این است.

منبع: CNN 10 Student English January 2021 Collection

We are going to have new tools.

ما ابزارهای جدید خواهیم داشت.

منبع: Gates Annual Letter - 2020

This is an instant brush cleaner tool.

این یک ابزار تمیز کننده برس فوری است.

منبع: The power of makeup

She was using a tool to create value.

او از ابزاری برای ایجاد ارزش استفاده می‌کرد.

منبع: How to learn any language in six months? (Audio version)

I believe Donald has the right tools.

من معتقدم دونالد ابزارهای مناسب را دارد.

منبع: VOA Standard September 2015 Collection

I want to use the other tool.

من می‌خواهم از ابزار دیگر استفاده کنم.

منبع: Riddles (Audio Version)

Insurance is a tool of climate adaptation.

بیمه ابزاری برای سازگاری با تغییرات آب و هوایی است.

منبع: The Economist - Finance

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید