traitorously betrayed
خایانیت به خیانت انجام شد
traitorously plotted
برنامهریزی به خیانت انجام شد
traitorously acted
به خیانت عمل کرد
traitorously conspired
به خیانت توطئه کرد
traitorously joined
به خیانت پیوست
traitorously deceived
به خیانت فریب داد
traitorously abandoned
به خیانت رها کرد
traitorously sold
به خیانت فروخت
traitorously undermined
زیر پای خیانت زد
traitorously revealed
به خیانت آشکار کرد
he acted traitorously against his own country.
او به طرز خائنانه ای علیه کشور خود عمل کرد.
she was accused of traitorously revealing secrets.
او به خاطر افشای اسرار به طور خائنانه متهم شد.
they traitorously sabotaged the mission.
آنها به طور خائنانه مأموریت را خراب کردند.
his traitorously whispered plans were discovered.
برنامههای خائنانهاش که به صورت پچ پچ گفته شده بود، کشف شد.
she felt traitorously drawn to the enemy's side.
او احساس کرد که به طور خائنانه به سمت دشمن جذب شده است.
the traitorously leaked information caused chaos.
اطلاعاتی که به طور خائنانه نشت کرد، باعث هرج و مرج شد.
his traitorously loyal behavior shocked everyone.
رفتار خائنانه و وفادار او همه را شوکه کرد.
they were labeled traitorously for their actions.
آنها به خاطر اقداماتشان به طور خائنانه برچسبگذاری شدند.
she felt traitorously guilty for her betrayal.
او به خاطر خیانتش احساس گناه خائنانه ای کرد.
his traitorously cunning plans were finally exposed.
برنامههای خائنانه و زیرکانه او سرانجام افشا شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید