truthfully

[ایالات متحده]/'tru:θfəli/
[بریتانیا]/ˈtru θfəlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به‌طور صادقانه; به‌طور وفادار

جملات نمونه

He answered frankly and truthfully all my questions.

او صادقانه و با صداقت به همه سوالات من پاسخ داد.

She looked her father straight in the eye and answered his question truthfully.

او درست در چشمان پدرش نگاه کرد و به سوال او صادقانه پاسخ داد.

The discharge of hold-washings and other residues by vessels carrying noxious or corrosive goods must be conducted in compliance with the state provisions for vessel sewage discharge and shall be truthfully recorded in the logbook.

تخلیه آب های نگهدارنده و سایر مواد زائد توسط کشتی های حامل کالاهای سمی یا خورنده باید مطابق با مقررات ایالتی برای تخلیه فاضلاب کشتی انجام شود و به طور صادقانه در دفترچه ثبت شود.

truthfully, I don't know the answer

صادقانه، من نمی‌دانم پاسخ چیست.

to speak truthfully from the heart

از صمیم قلب صادقانه صحبت کردن.

truthfully, I have never been to that place

صادقانه، من هرگز به آنجا نرفته ام.

to share your thoughts truthfully

برای به اشتراک گذاشتن افکار خود صادقانه.

to face the truth truthfully

برای مواجهه با حقیقت صادقانه.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید