unavoidably

[ایالات متحده]/ˌʌnə'vɔidəbli/
[بریتانیا]/ˌ ʌnəˈv ɔɪdəblɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv.不可避免地

جملات نمونه

The operation unavoidably caused the patient much pain.

عملیات اجتناب‌ناپذیر باعث درد فراوان به بیمار شد.

I have been unavoidably prevented from coming.

من به طور اجتناب‌ناپذیر از حضور بازمانده‌ام.

But unavoidably, the heart forms , what may melt rain , wrong wrong kermes button.

اما اجتناب‌ناپذیر، قلب شکل می‌گیرد، آنچه ممکن است باران را ذوب کند، قرمز قرمز دکمه کرمس.

Unavoidably, accidents happen in the workplace.

اجتناب‌ناپذیر، حوادث در محل کار رخ می‌دهند.

He was unavoidably late for the meeting.

او به طور اجتناب‌ناپذیر برای جلسه دیر رسید.

Unavoidably, conflicts arose between the two parties.

اجتناب‌ناپذیر، درگیری‌ها بین دو طرف ایجاد شد.

She unavoidably missed her flight due to traffic.

او به طور اجتناب‌ناپذیر به دلیل ترافیک پرواز خود را از دست داد.

Unavoidably, mistakes were made during the project.

اجتناب‌ناپذیر، در طول پروژه اشتباهاتی رخ داد.

The noise unavoidably disturbed the neighbors.

سر و صدا اجتناب‌ناپذیر باعث آزار همسایگان شد.

Unavoidably, some information was leaked to the public.

اجتناب‌ناپذیر، بخشی از اطلاعات به طور غیرقانونی در اختیار عموم قرار گرفت.

The change in policy unavoidably affected the employees.

تغییر در سیاست به طور اجتناب‌ناپذیری بر کارمندان تأثیر گذاشت.

Unavoidably, conflicts of interest arose in the negotiation.

اجتناب‌ناپذیر، تضاد منافع در مذاکرات ایجاد شد.

The delay unavoidably caused inconvenience for the passengers.

تاخیر اجتناب‌ناپذیر باعث ناراحتی برای مسافران شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید