underdressed for occasion
غير آماده برای مناسبت
feeling underdressed
احساس کمپوشی
underdressed at party
کمپوش در مهمانی
underdressed for meeting
غير آماده برای جلسه
looked underdressed
ظاهر کمپوش
underdressed for event
غير آماده برای رویداد
underdressed in winter
کمپوش در زمستان
underdressed for dinner
غير آماده برای شام
underdressed for wedding
غير آماده برای عروسی
underdressed at work
کمپوش در محل کار
she felt underdressed for the formal dinner.
او احساس میکرد برای شام رسمی لباس مناسبی پوشیده نیست.
he realized he was underdressed when he saw everyone in suits.
او متوجه شد که لباسش برای مهمانی رسمی مناسب نیست وقتی همه را در لباسهای رسمی دید.
it's better to be overdressed than underdressed at a wedding.
بهتر است در یک عروسی لباس خیلی رسمی بپوشید تا لباس نامناسب.
she always worries about being underdressed at parties.
او همیشه نگران این است که در مهمانیها لباس مناسبی نپوشیده باشد.
he felt embarrassed for being underdressed at the gala.
او به خاطر لباس نامناسبی که در مهمانی پوشیده بود، خجالت کشید.
the invitation suggested formal attire, so i avoided being underdressed.
دعوتنامه لباس رسمی را پیشنهاد میکرد، بنابراین از پوشیدن لباس نامناسب جلوگیری کردم.
she chose a casual outfit, fearing she might be underdressed.
او لباس معمولی پوشید، زیرا میترسید لباس مناسبی نپوشیده باشد.
being underdressed can make you feel out of place.
لباس نامناسب میتواند باعث شود احساس کنید که در جای خود نیستید.
he was underdressed for the job interview and didn't get the position.
او برای مصاحبه شغلی لباس مناسبی نپوشیده بود و نتوانست این موقعیت را بدست آورد.
she always checks the dress code to avoid being underdressed.
او همیشه قوانین لباس را بررسی میکند تا از پوشیدن لباس نامناسب جلوگیری کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید